وظیفه سالک تسلیم بودن در برابر اراده و مشیّت الهی
4خدا را یک آدم قلدر اگر از اینها بروید سؤال بکنید وقتی یک خوشی پیدا میشود نمیگویند خدایا دستت درد نکند، یک همچین اشارتٌ مایی دارند اما اگر روزی یک مصیبت بیاید دیگر به زمین و زمان، به خدا و هرچه ملائکه ...، ای خدایا فقط مگر ما بودیم؟ مگر غیر از ما کس دیگر نبود؟ فقط باید بر ما مصیبت بیاید نمیدانم در دلت رحم نیست آخر چقدر یا اللَه گفتیم چقدر سفره انداختیم چقدر نذر کردیم آن دل قسیت کجا رفته است؟ من اینها را همه را شنیدم ها که دارم میگویم از خودم در نمیآورم ها، بار خدای بیچاره میکنند هرچه به نظر برسد و هرچه به فکرشان برسد. این دل سنگ خدا کی نرم میشود این دعاهای ما پس کی مستجاب میشود آخر تا کی دعا کنیم مثلًا فلان ظالم برود، چقدر خدا صبر دارد، نگاه به بندهها نمیکند! از این حرفها از این مسائل.
خب آخرش میگویند صبر نکنیم چه کنیم؟ اگر تحمل نکنیم چه کار کنیم؟ صبر کنیم دیگر چارهای نداریم و آن هم گریبان ما را گرفته است و فشار میدهد و خب هر روز یک ابتلاء و مصیبتی برای آدم میآید و آدم باید صبر کند این یک نگرش است نسبت به مطلب.
نگرش دیگر یک قدری نگرش متفاوتی است با این مطلب، و او این است که خدای متعال هر موجودی را که خلق کرده است یک پروندهی خاص به آن مخلوق هم با آن مخلوق فرستاده است هر چیزی که از توی کارخانه درمیآید با آن یک دفترچه میفرستند که انسان طبق این دفترچه باید با این دستگاه کار کند خدا هم هر کسی را خلق میکند یک پروندهای با آن میفرستد و این پرونده عبارت است از مراتب تکاملی او در این دنیا و کیفیت حرکت او تا اینکه به منتها برسد و بعد هم از این دنیا به دار آخرت هجرت کند حالا در این پرونده همه چی هست هم نُقل هست، هم شیرینی هست، هم حلوا هست، هم از آن طرف، قرقروت هست، ترشی هست، چیز تلخ هست، چیز شور هست، نمک هست هم صحت و سلامتی هست و هم از آن طرف مرض هست، همه چی در این پرونده قاطی است شما هیچ وقت ندیدید هر کسی را حتی بزرگان را که اینها همیشه سالم باشند همیشه در یسر باشند، همیشه در خنده باشند، هیچ حزنی نداشته باشند همیشه در فراخی و در نشاط و اینها باشند، نه اینطوری نیست همه چی دارد زندگی همه چی دارد فرمود!

