اهمیّت خواست و طلب بندگی وعبودیت
6مرحوم آقا شیخ عبدالکریم حائری میگویند داشت درس میداد یکی از همین شاگردان درس و اینها، مرحوم آخوند حاج ملا همدانی بود دیگر، ایشان از شاگردان مرحوم آقا شیخ عبدالکریم بود روزی توی یک جلسهای اینها با همدیگر شروع میکنند به بحث کردن، درسهای طلبگی همین است دیگر، استاد هرچه بگوید شاگرد نمیپذیرد نه باید جواب بدهد به شاگرد، این حرفها نیست، گاهی اوقات میشود که او مطلب شاگرد را بعد میپذیرد و تصحیح میکند حرف خودش را و امضاء میکند. خلاصه در بحثهای طلبگی تَعبّد و این مطالبی که در جای دیگر هست و آقای فلان فرمودند آقای فلان فرمودند در بحثهای طلبگی راه ندارد باید مطلب درست باشد. اینها شروع کردن بحث کردن و فلان و این حرفها و خلاصه یک مطلبی را خیلی ابرام کردند، آن روز گذشت جلسه، فردا شد مرحوم آخوند ملاّ علی ایشان آمد، و شب آقا شیخ عبدالکریم رفته بود و دوباره به مطلب نگاه کرده بود نظر مرحوم آخوند را پذیرفته بود فردا آمده بود شروع کرده بود همان نظر را تقریر کردن آخوند ملاّ علی این شب رفته بود مطالعه کرده بود و نظر آخوند[شیخ] را پذیرفته بود یعنی این دوتا جایشان را عوض کرده بودند یعنی استاد نظر شاگرد را پذیرفته بود شاگرد نظر استاد را، دوباره فردا افتادند به جان هم، هی آخوند ملاعلی میگفت حرف مرد یکی است آن میگفت چه کسی گفته حرف مرد یکی است؟ مرد آن است که وقتی که میبیند اشتباه است بگوید من اشتباه کردم، مرحوم آقا شیخ عبدالکریم میگفت من دیروز اشتباه کردم آن هم میگفت نهخیر دیروز شما این حرف را گفتید باید روی حرفت بایستی گفت چه دلیلی داری برای این قضیّه؟
اینطور نیست انسان وقتی یک مطلبی را میبیند اشتباه است باید برگردد ولی اگر میبیند اشتباه نکرده باید بایستد تا آخرش هم باید بایستد نباید خلاصه کوتاه بیاید کوتاه بیاید سرش کلاه رفته. بله آقا....

