اهمیّت خواست و طلب بندگی وعبودیت
5این خیال نکنید من در اینجا دارم شوخی میکنم ها! این مسئله تنها چیزی است و کمترین چیزی است که باید یک نفر سالک این مطلب را واجد باشد من این کار را میکنم به امید اینکه فلان کس بعداً دست مرا بگیرد من این کار را میکنم به امید اینکه بعد اینطور میشود من این کار را....، آقا جان همۀ اینها کشک است همۀ اینها پوچ است امتحان کردند و امتحان کردیم و امتحان میکنند و همه یک نتیجه داده و خواهد داد. فقط و فقط باید در وجود خود خدا را خواست و اینکه او چه میخواهد از ما؟ چه میخواهد از ما؟ ﴿أَنتُمُ ٱلۡفُقَرَآءُ﴾ فقط الی الله ولی از آن طرف نه! هیچ! نه فقری هست و نه فاقه؟ ﴿وَٱللَّهُ هُوَ ٱلۡغَنِيُّ ٱلۡحَمِيدُ﴾ خدا غنی است و بینیاز پس معامله یکطرفه شد معامله فقط از طرف ما است چاره از طرف... ما چاره نداریم او دستش باز است هر وقت بخواهد معامله را فسخ میکند هر وقت بخواهد اعتنا نمیکند، کیست که حرف بزند؟ کیست که بگوید چرا؟ کیست که بگوید چه جوری؟ کیست بگوید که سوال؟ هان کیست؟ کیست که پای قضیّه بایستد؟ ﴿وَٱللَّهُ هُوَ ٱلۡغَنِيُّ ٱلۡحَمِيدُ﴾ خداوند غنی و بینیاز است و او حمید است
یعنی همۀ محامد همه به او برمیگردد و همۀ ستایشها همه متوجّه او خواهد شد حمید یعنی کسی که همۀ حمدها را متوجّه خودش میکند چیزی را برای کسی دیگر باقی نمیگذارد هر ستایشی بشود او برمیدارد، اسم تفصیل به معنای شریف است دیگر، ظریف و شریف و لطیف.
اما حضرت در اینجا یک مطلبی را در اینجا توجّه میدهند آن مطلب خیلی مطلب عالی است میگوید درست است خدایا معامله یکطرفه است ولی آخر تو خودت یکهمچنین حرفی را زدی تو خودت وعده دادی تو خودت گفتی ﴿وَإِذَا سَأَلَكَ عِبَادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ﴾1 تو خودت گفتی بیایید به طرف من، هان مرد است و حرفش، ما تو را چون مرد میدانیم ما تو را ـ در دنیا اگر یک مرد باشد آن هم خداست دیگر ـ ما چون تو را مرد میدانیم ـ و خیلی خوب است آقا انسان حرفی که میزند روی حرفش بایستد حرفی که میزند تغییر ندهد البتّه اگر احساس نکند اشتباه است اگر اشتباه است باید تغییر بدهد، نه این نیست انسان چون یک حرفی زد پایش بایستد اگر غلط هم باشد
- . سوره بقره (2) آیه 186.

