استغاثه وطلب سالک جهت وصول به ذات الهی
5مسئله عادات آنها از این نظر خوب است از این جهت که اگر یک شخصی توی خیابان میرود جایی ایستاده چیزی دستش است دارد با کسی حرف میزند آنها با کسی کاری ندارند راهشان را میکشند میروند حالا یکی کنار خیابان ایستاده دارند با هم حرف میزند کاری ندارند مثلًا فرض کنید که چیزی میخواهد بخرد، دیگران هم هستند تو صف و اینها، هیچ کس نمیگوید الآن او دارد به او چه میگوید و [او] چه جوابی دارد به این میدهد نه! هر کس دنبال کار خودش است یا اینکه فرض بکنید یک شخص میخواهد وارد منزلش بشود حالا چه منزل میآورد چه بیرون میبرد با چه ماشینی میآید لباسش چه رنگی است هیچ به اینها کاری ندارند.
از این نقطهی نظر خب این یک عادت خوبی است امّا از این نقطهی نظر که نه! این قضیه بخواهد جوری باشد که اصلًا نسبت به مسائل هم بیتوجّه باشند از این نقطهی نظر صحیح نیست ولی ما شرقیها اینطور نیستیم آقا! تا سر تا پای طرف را درنیاوریم ولش نمیکنیم، آقا به تو چه ربطی دارد؟ این الآن آمد رفت آنجا، که بود چه کرد لباسش چه رنگی بود الآن دارد با او حرف میزند چه دارد میگوید [او] دارد چه جوابش را میدهد این کاغذی که دستش است پاکتی که دستش هست چه جوری هست چه تویش است.
و این خیلی زشت است و این برای حال انسان خیلی مضرّ است من خیلی دیدم افرادی که یک قضیه اتّفاق افتاده، اصلًا به اینها ربطی ندارد میخواهند چند و چون آن را دربیاورند اینکه بود این چه بود چه کار کرد بابا ول کن برو پی کارت به تو چه ربطی دارد؟ اینگونه افراد صد سال بخواهند نماز بخوانند نماز شب بخوانند یک قدم حرکت ندارند همهاش در جا میزنند یعنی این یک حالتی است که برای انسان توقّف را به وجود میآورد، توقّف را به وجود میآورد.

