اهمیت حالت انکسار و خضوع عبد در برابر خداوند متعال
8خیلی این عبارت «مِن غَیرِ استحقاقٍ لاستِماعِک مَنّى» عبارت کوبندهای است خیلی عبارت تنبیهدهندهای است میگوید خدایا من دارم میآیم به طرف تو و تو را طلب میکنم ولی من قابل نیستم، آخر شیطان خیلی میآید گول میزند دیگر، در گول زدن شیطان خیلی خوب وارد است آدم مسجد میرود شیطان میآید میگوید مسجد آمدی سینما نرفتی ها! ببین الآن دارند مردم تو سینما صف میکشند توی نمیدانم لهو و لعب و اینها مشغولند امّا تو رفتی مسجد باریک اللَه، آدم میگوید الحمدلله خداوند توفیق داد که آمدیم مسجد امّا اینکه میگوید خداوند توفیق داد دارد دروغ میگوید نفسش دارد میگوید خداوند توفیق داد نه سِرّ و ضمیرش دلیلش این است وقتی که میآید به دیگران افتخار میکند امشب ما مسجد رفتیم امروز ما رفتیم صحبت آقا را شنیدیم شما نیامدید، صحبت بنده را شنیدن که افتخار ندارد آمدن در اینجا و در این مجلس که افتخار ندارد اگر میخواهید افتخار کنید افتخار بکنید آن کسی که نمیآید بدانید بیشتر از ما که آمدیم اینجا ثواب برده، این را باید بدانیم نه اینکه وقتی که میآییم اینجا برویم به دیگران بگوییم بله ما آمدیم اینجا و خلاصه مقبول واقع شدیم، شما هنوز نیامدید، بله شاید شما را قبول نکردند و شاید شما گرفتار بودید و فلان. همهی اینها آقا نفس است بی رو در واسی دارم به همهی شما میگویم به خودم هم میگویم همهی اینها نفس است نفس راه دارد. هزارتا راه دارد هزارتا، صد رحمت به آن کسی که نیامده صد رحمت به آن کسی که نشسته توی خانه اقلًا این خیالات شیطانی برایش پیدا نمیشود. راحت است یک وقت ما در یک جمعی بودیم من در این جمع نبودم یک جمعی بود بعد برای ما داشتند حکایت آن قضیه را میکردند میگفتند ما در یک جا بودیم در مشهد، یک عدّه از رفقا بودند، یک نفر آنجا شروع کرد خلاصه یک مقدار اظهار لِحیه، گفت ما خلاصه سر و کارمان و حساب و کتابمان با امام رضا با شما فرق میکند تفاوت دارد ما وقتی میرویم آنجا، میایستیم وقتی به ما اجازه دادند میرویم تو، همینطوری سر را نمیاندازیم پایین برویم، بعد این بندگان خدا که خب این را شنیده بودند و خیلی

