در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اهمیت حالت انکسار و خضوع عبد در برابر خداوند متعال

14802
سال 1423
نسخه عربی

اهمیت حالت انکسار و خضوع عبد در برابر خداوند متعال

6
  • ایشان در همین اواخر سلطنت خودش بنده خودم شنیدم که گفت در یک نطق رادیویی می‌گفت: ما یک حزب درست می‌کنیم و این حزب باید حزبی باشد که به مبانی پادشاهی و شاهنشاهی ایران معتقد باشد هر کسی مایل است داخل این حزب بشود و در ایران بماند و هر کسی مایل نیست به او گذرنامه می‌دهیم از ایران برود بیرون.

  • یعنی چه؟ یعنی ملک ایران مال ماست دیگر، زمین مال ماست معنایش این است دیگر! یعنی شما تو زمین ما نباید زندگی کنید پس همه‌ی ایران مال ماست گذرنامه می‌دهیم بروید بیرون! خُب خدا هم گفت بسیار خوب حالا که شما ادّعای ملکیت می‌کنید ببینید شما مالکید یا ما مالک هستیم؟ چنان زدند با پس گردنی این بیچاره را و همه را به بیرون انداختند که در به در دنبال یک جا می‌گشت که راهش بدهند توی این کشورها، راهش بدهند.

  • کو آن عزّت؟ کو آن شوکت؟ کو آن رَفعت؟ کو آن مَناعت؟ از این طرف به آن طرف از این طرف به آن طرف در احوالاتش من می‌خواندم وقتی که ناراحتی داشت و قرار بود عمل بشود خانواده او اصلًا می‌ترسیدند که آن پزشکی که دارد می‌آید او را عمل می‌کند نکند بکشد این را یعنی این‌قدر در اضطراب و تشویش و این‌ها به سر می‌بردند تا بالأخره مُرد، مرد.

  • خودش می‌داند با خدای خودش ما نمی‌دانیم چه قضاوت کنیم؟ این جهالت و غفلت از کجا پیدا می‌شود؟ از کجا این می‌آید؟ این به خاطر این است که همه‌ی ما اصل را با فرع اشتباه کردیم اصل را به جای فرع گذاشتیم فرع را به جای اصل. اتّکاء کردیم بر خودمان، اتّکاء کردیم بر أقران خودمان، اتّکاء کردیم بر رفقای خودمان اتّکاء کردیم بر دوستان خودمان اتّکاء کردیم بر مواجب بگیران خودمان، اتّکاء کردیم بر قوای مسلّحه‌ی خودمان، اتّکاء کردیم بر ارتش خودمان، ها؟ این‌ها همه اتّکاء است دیگر! شما که اتّکاء می‌کنید آیا می‌دانید این تا آخر تضمین می‌کند؟ تا آخر این می‌ماند؟ شما که دارید اتّکاء می‌کنید آیا می‌دانید این تا آخرین درجه و تا آخرین قطره‌ی خون و تا آخرین رگ حیاتش پایدار است یا نه؟ به یک آبنبات برمی‌گردد به یک آبنبات تغییر عقیده می‌دهد با یک حکایت یک‌دفعه اعتقادش نسبت به یکی تغییر پیدا می‌کند با دو دقیقه صحبت تمام آنچه را که بافته و مبنا درست کرده یک‌دفعه عوض می‌شود این آقای دیروزی رفیق، فردا به آدم که می‌رسد سلام نمی‌کند ا چه‌کار کرده مگر؟ چه شد؟ آقا تو دیروز داشتی قربان من می‌رفتی فدای ما می‌شدی امروز سلام نمی‌کند فردا می‌آید شروع می‌کند فحش هم‌ می‌دهد حالا با توجّه به این قضیه آیا می‌ارزد انسان اعتماد کند؟ دیگر بر غیر خدا به کسی اعتماد کند؟ بر غیر خدا به کسی رو بیاورد؟ بر غیر خدا به کسی وثوق داشته باشد؟ وثوق! وثوق داشته باشد؟ اگر قرار است که انسان وثوق داشته باشد به کسی باید وثوق داشته باشد که در آن راستا است به امام باید وثوق داشته باشد به اولیای خدا باید وثوق داشته باشد به افرادی که هم مسیر و شریک هستند، راه رفتند، به آن‌ها و الّا افراد عادی و این‌ها، نه آقا! یک حرف یک حرفی که اصلًا نه منشأ دارد نه سر و ته دارد یک مرتبه می‌آید یک نفر را زیر و رو می‌کند و عوض می‌کند از این رو به آن رو می‌کند.