اهمیت حالت انکسار و خضوع عبد در برابر خداوند متعال
2أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
وصلَّى اللَه عَلَى سیدنا و نبینا أبىالقاسم مُحَمّدٍ
وعلى آله الطّیبین الطّاهرین و اللعنة عَلَى أعدائِهِم أجمَعینَ
وَ قَدْ قَصَدْتُ إِلَیک بِطَلِبَتِی وَ تَوَجَّهْتُ إِلَیک بِحَاجَتِی وَ جَعَلْتُ بِک اسْتِغَاثَتِی وَ بِدُعَائِک تَوَسُّلِی مِنْ غَیرِ اسْتِحْقَاقٍ لِاسْتِمَاعِک مِنِّی.
خب پس از اینکه امام سجّاد علیهالسّلام نکاتی را در عبارات فوق متذکر شدند یکی اینکه در انابه و ابتهال به جود و بخشش تو دیگر نیازی به انابه و ابتهال به جود و بخشش دیگری نیست و انسان احساس غنا و بینیازی میکند که دست و روی خود را به پیش دست و روی دیگری دراز کند.
و اگر این معنا را بیابد که واقعاً خدای متعال میتواند راه او را باز کند و واقعاً خودش را به او بسپارد نه اینکه دروغ بگوید خودش را گُول بزند یک مقداری برای خودش نگه بدارد یک مقداری به خدا بگوید بگوید خدایا درست کن اما اینطوری که من میخواهم خدایا راه ما را باز کن ولی آنطوری که من میل دارم خدایا ما را به نعمات و الطاف خودت برسان ولی آنطور که مورد نیت و فکر و آرزوی من است چون اگر انسان فکر خود را تصحیح نکند همیشه با خدا در نیتش و عملش قاطی و خلط دارد و خدا هم که مقامش منیع و عزیز و رفیع است از اینکه غیر خود را در آن مقام راه بدهد.
اگر شخصی نماز بخواند و در این نمازش قصدش غیر خدا هم باشد در این نماز قصدش ورزش کردن صبحگاهی هم باشد در این نماز قصدش ادا کردن صحیح عبارات و کلمات در حضور دیگران هم باشد حالا اگر خودش تنهایی نماز میخواند یک جور میخواند امّا وقتی که در جلوی جمع است عین نستعین را از ته حلقش ادا میکند ضاد والضالین را کاملًا از مخرج خودش ادا میکند طمأنینه و آن وقار را یک چند درجه هم بالاتر، حالا دیگر امام جماعت شده و حالا اگر این امام جماعت هم برای عدّهی بیشتری باشد طبعاً به همان ضریب هم، رعایت موازین بالاتر میرود دیگر، هرچه جمعیت بیشتر بشود. اگر اینطور باشد خُب این در نیتش قاطی است خدا و خلق قاطی است ملائکه وقتی که این نماز را بالا میبرند خداوند میگوید این شخص در این نماز غیر مرا شریک قرار داده من هم خوب شریکی هستم سهم خودم را به آن شریکم میبخشم1 این نماز را بروید بزنید توی مغزش بروید بزنید توی سرش بگیر مال خودت.2
- الله شناسى، ج ١، ص ٢٤٠: در« الدّرّ المنثور» از ابن أبى حاتِم، از سعيد بن جُبَير در اين آيه وارد است كه: رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم گفت:
إنَّ رَبَّكُمْ يقُولُ: أَنَا خَيرُ شَرِيكٍ؛ فَمَنْ أَشْرَكَ مَعِى فِى عَمَلِهِ أَحَدًا مِنْ خَلْقِى تَرَكْتُ الْعَمَلَ كُلَّهُ لَهُ، وَ لَمْ أَقْبَلْ إلَّا مَا كَانَ لِى خَالِصًا. ثُمَّ قَرَأَ النَّبِىُّ صَلَّى اللَهُ عَلَيهِ وَ ءَالِهِ وَ سَلَّمَ: فَمَن كَانَ يرْجُوا لِقَآءَ رَبِّهِ فَلْيعْمَلْ عَمَلًا صَلِحًا وَ لَا يشْرِكْ بِعِبَادَةِ رَبِّهِ أَحَدًا.
« پروردگارتان مىگويد: من شريك پسنديده و برگزيدهاى هستم؛ پسكسيكه در كردارش احدى را از خلق براى من شريك قرار دهد، من تمام عملى را كه بجا آورده است براى آن شريك واگذار مىنمايم، و من عمل را نمىپذيرم مگر آنكه خالص براى من بوده باشد. سپس پيامبر صلّى الله عليه و آله و سلّم قرائت كردند آيه فَمَن كَانَ يرْجُوا را تا آخر آن.» - مصدر؟؟؟
- الله شناسى، ج ١، ص ٢٤٠: در« الدّرّ المنثور» از ابن أبى حاتِم، از سعيد بن جُبَير در اين آيه وارد است كه: رسول خدا صلّى الله عليه و آله و سلّم گفت:

