در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اهمیت حالت انکسار و خضوع عبد در برابر خداوند متعال

14802
سال 1423
نسخه عربی

اهمیت حالت انکسار و خضوع عبد در برابر خداوند متعال

7
  • خب حضرت می‌فرماید که به غیر خدا نباید رفت و بی‌نیازی باید در اینجا باشد و دیگر از مطالبی که حضرت به ما فرمودند این بود که باید راضی به قضای تو هم بود که تو هر حکمی که می‌کنی به صَلاح ماست این را می‌گویند رضای به قضا، هر حکمی که می‌کنی یعنی بعد از اینکه انسان تسلیم شد بعد راضی به قضا هم خواهد شد حالا می‌آید به گرفتاری خودش می‌پردازد، عجب! بین او و بین خدا چه حجاب‌هایی هست؟ چه موانعی وجود دارد؟ دست به هر کجای از خود و وجود و نفس می‌گذارد می‌بیند ایراد دارد به هر جا دست می‌گذارد می‌بیند ایراد دارد به تعلّقات می‌بینی تعلّق داری به خود می‌بینی تعلّق داری جهل و غفلت سراپای وجود را گرفته سستی و تکاهل همه‌ی وجود را فرا گرفته آن مقدار که به دنیا توجّه دارد انسان یک دهم او را برای توجّه به او و حرکت به سوی او نمی‌گذارد، این حجب و پرده‌هایی که افتاده و مانع از دیدن جمال محبوب هست وقتی انسان به این‌ها نگاه می‌کند این مجموعِ سه مطلبی که حضرت در اینجا دادند دست به دست هم می‌دهد و می‌آید سراغ خدا و می‌گوید «وَ قَدْ قَصَدْتُ الَیک بِطَلِبَتى» حالا آمدم به طرف تو به غیر از تو نمی‌شود رفت، رضای به قضای تو هم باید بود، این حجاب‌ها را هم ما داریم خب بسیار خب صورت مسئله هم که روشن، خب پس چه کار کنیم؟ باید همین جوری دست روی دست بگذاریم و نگاه کنیم؟ وقتی که انسان می‌داند و ادراک می‌کند مسئله را، دیگر دست روی دست گذاشتن و نگاه کردن یعنی چه؟ دیگر معنا ندارد وَ قَدْ قَصَدْتُ الَیک بِطَلِبَتى‌ خدایا من تو را به طلب و خواست خودم قصد کردم‌ وتَوجَّهتُ الَیک بِحاجَتى‌ و به سمت تو با حاجت خودم روی آوردم‌ وجَعَلْتُ بِک اسْتِغاثَتى‌ استغاثه خودم را به تو قرار دادم‌ وجَعلْتُ بِک استغاثَتى‌ تو را غوث و پناه و طلبِ برای پناه دادن، قرار دادم نه افراد دیگر را و نه اشکال دیگر را وبدُعائک تَوَسُّلى‌ توسّل من به دعا و خواندن تو است تو را می‌خوانم‌ مِنْ غیرِ استِحقاقٍ لاستِماعِک مِنّى‌ بدون اینکه مستحق باشم تو این مطلب را از من بشنوی، استحقاق این مسئله را ندارم.