اهمیت حالت انکسار و خضوع عبد در برابر خداوند متعال
3بهترین شریک آن شریکی است که خیلی دیگر خوب است، از سهم خودش هم بگذرد از سهمش بگذرد و دیگر حرف و نقل نکند بگوید آقا هرچه بود، بود ما کاری نداریم و خداوند هم بینیاز است دیگر، بینیاز است و میگوید این نماز مال خودت این روزه مال خودت این حجّ مال خودت این عمل خیر مال خودت همهاش مال خودت چون غیر را در این مسئله شریک با من قرار دادی. منتهی نسبت شرکت فرق میکند بیست درصد، سی درصد، پنجاه درصد، دیگر افراد در این مسئله متفاوت هستند.
پس انسان وقتی که به سمت او رجوع میکند باید واقعاً تسلیم باشد یعنی خود را در اختیار او قرار بدهد و بداند که او بینیاز است و انسان به یک بینیاز رجوع کرده نه به یک محتاج مثل خود، نه به یک بیچاره و بدبخت مثل خود، منتهی صورتش فرق میکند امروز این لباس کهنه دارد و او بر مسند نشسته، فردا او در لباس کهنه است و مانند این فقیر و بینیاز.
نقل میکنند در تاریخ، میگویند یک روز، خُب این برامکه در دستگاه هارون بودند دیگر و هارون خیلی به اینها عزّت و شوکت بخشید و اینها خیلی رشد کردند البتّه اینها ضدّ اسلام هم بودندها اینها زرتشتی بودند خالد برمکی که رئیس اینها بود زرتشتی بوده یحیی پسر او آمده بود و تقریباً میخواسته دین زرتشتی را داخل در اسلام کند و آداب زرتشتی را داخل در اسلام کند و تقریباً از زمان منصور دوانقی به بعد یا زودتر از آن در زمان عبدالملک مروان، ایرانیها وارد در دستگاه خلافت شدند، دیگر در زمان هارون به اوج خودش رسید تا اینکه دیگر بعد در زمان مأمون عملًا ایرانیها آمدند و خلافت را از محمد امین به مأمون خلیفهی عباسی برگرداندند و سپاه بغداد را شکست دادند و در خلفای بعد هم خیلی از وزرا و حُکام آنها، ایرانیها بودند دیگر، این خاندان خیلی در دستگاه هارون رشد کردند.

