کیفیت معرفت پروردگار به عبد و عبد به پروردگار
8مرحوم آقا میفرمودند کسانی که میروند در امور دولتی و حکومتی، اول اینطور نیستند که مثل آخر باشد، اول یک صفایی دارند اول یک خلوصی دارند حتی آن روز اول که میرود یک خورده ناراحت است ا! امروز یک مقداری برایم غفلت پیدا شد فردا ناراحت است یک هفته میگذرد میبیند حالش تفاوت کرده ناراحت است ...
یک نفر آمده بود پیش مرحوم آقا، من خدمت ایشان بودم، میگفت آقا میبینیم که این وضعیت ما هی رو به انحطاط است چه میفرمایید؟ چه دستوری میدهید؟ چه ذکری میدهید؟ که خلاصه ما این ذکر را بگوییم این حال ما در انحطاط است مرحوم آقا هیچ جوابش را ندادند هیچی یعنی اگر میدادند هم نمیپذیرفت، چه میفرمایید؟ بلند شو برو بیرون! چه میفرمایید چی چی است؟ ذکر شما این است که بیایی بیرون! هیچ ذکر نمیخواهد! نه، دو دستی سفت چسبیدی بعد هم میگویی حالا ذکر بفرمایید! نه آقا بلند شو بیا بیرون، میتوانی؟ بسم اللَه، نمیتوانی؟ میگویی انحطاط، بفرما برو بیرون، آقا یک دستوری بفرمایید یک ذکری بفرمایید که حالا ....، نه اصلًا ما اینجا ذکری نداریم توی چنتهی ما اذکاری که موجب بشود که انسان از این نقطهی نظر تحول پیدا کند وجود ندارد، بلند شو برو بیرون.
یک وقت انسان به دستور امام علیهالسّلام یا کسی که نائب اوست که ولی کامل است به دستور او میرود یک عملی را انجام میدهد او دیگر از این نقطه به بعد به عهدهی امام است به عهده این نیست در عین حال که ....، مثل جریان چه؟ جریان علی بن یقطین، جریان علی بن یقطین. آنوقت امام هم قضیه را مراقب است بلند میشود میآید پیش امام کاظم علیهالسّلام در میزند خادم میآید می [گوید] حضرت جوابت را نداده، فردا میآید میگوید امام موسی ....، از طرف هارون بود دیگر، حضرت راهش نمیدهد تا روز سوم در یک روایت هم شش روز داریم1 آنطور که به نظرم است حالا خود رفقا مراجعه کنند به خادم میگوید برو به حضرت بگو من چه کردم؟ چه گناهی از من سر زده است که من مشمول غضب شما واقع شدهام؟ بگو چه کردم؟
- عيون المعجزات، ص ١٠٠.

