کیفیت معرفت پروردگار به عبد و عبد به پروردگار
4از مرحوم آقا شیخ محمد علی کاظمی صاحب تقریرات، تقریرات نائینی نقل شده است این عبارت حکیمانه که واقعاً باید چه عرض کنم؟ این عبارتها را باید با آب طلا نوشت! که علت اینکه ما اهل علم به دنبال فلسفه و عرفان و اینها نمیرویم برای این است که ما را با شناخت پروردگار؟ به ما چه که پروردگار دارای اسماء کلیه است دارای صفات کلیه است علم خدا نامحدود است حصولی است یا حضوری است قدرت پروردگار از چه مقولهای است؟ آیا از مقولهی ماده است یا غیر ماده است به ما چه مربوط است؟ عبد را فضولی در کار مولا نشاید و بنده باید فقط در مقام اطاعت برآید هرچه مولا گفت گوش بدهد حالا مولا کی هست و چی چی نیست دیگر به او چه مربوط است؟ حالا دیگر مولا از چه مقولهای است؟ دوتا شاخ دارد سهتا پا دارد دیگر به عبد کار ندارد میگویند برو آقا نان بخر بردار بخر چشم! میگویند برو دوغ بخر برود دوغش را بخرد حالا این مولا چه جوری است؟ دو متر قدش است؟ چند کیلو وزنش است؟ عالم است؟ جاهل است؟ این به ما چه مربوط است؟ خدمتکار باید وظیفهاش را انجام بدهد ما هم وظیفهمان این است که نماز بخوانیم بگویند آقا نماز بخوان بخوان!
باید به ایشان گفت این کلام شما را واقعاً باید با طلا نوشت و قاب کرد و البته نه در جلو در جای دیگر گذاشت! این [بندهایی] که میخواهد نماز بخواند نباید بفهمد به کی دارد نماز میخواند؟ برای کی نماز میخواند؟ این عبدی که در مقام اطاعت میخواهد اطاعت بکند نباید بفهمد که دارد چه شخصی را عبادت میکند؟ آیا در مقابلش گوسفند است یا در مقابلش پروردگار است؟ آیا دارد به ستون عبادت میکند و سر خم میکند یا به یک وجود لا حد و لا رسم و بیانتها و واجد همهی کمالات و همهی اسماء و صفات کلیه؟ هان این یکی است؟ گفتند نماز بخوان بخوان حالا طرفت هرچه هست دیگر به ما مربوط نیست! بله دیوار است به ما چه؟ آدم است به ما چه؟ این معنا معنای عبودیت است؟ و آیا در روایات و در شرع، ما را این قسم تکلیف کردند؟!

