کیفیت معرفت پروردگار به عبد و عبد به پروردگار
2أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
وصلَّى اللَه عَلَى سیدنا و نبینا أبىالقاسم مُحَمّدٍ
وعلى آله الطّیبین الطّاهرین و اللعنة عَلَى أعدائِهِم أجمَعینَ
وَ أنّ فِی اللَهفِ إِلَی جُودِک وَ الرِّضَا بِقَضَائِک عِوَضاً مِنْ مَنْعِ الْبَاخِلِینَ وَ مَنْدُوحَةً عَمَّا فِی أَیدِی الْمُسْتَأْثِرِینَ وَ أنّ الرَّاحِلَ إِلَیک قَرِیبُ الْمَسَافَةِ وَ أَنَّک لَا تَحْتَجِبُ عَنْ خَلْقِک إِلَّا ان تَحْجُبَهُمُ الْأَعْمَالُ دُونَک.
عرض شد در ارتباط انسان با پروردگار و ارتباط پروردگار با انسان دو حالت وجود دارد از نقطهی نظر ارتباط پروردگار با انسان و اشراف و ولایتی که خدای متعال به واسطهی جنبهی ربوبی خود و به واسطهی جنبهی عنایی و به واسطهی سیطرهی علّی خود و به واسطهی اشراف ذات بر آثار ذات، همآنطوری که ذات بر صفات و ملکات خودش اشراف دارد و بر ارادهی ذات خود اشراف دارد همینطور خدای متعال نسبت به آثار ذات که وجود نازلهی از مقام اسماء و صفات است همان ذات در تحدید مقام اسماء و صفات کلیه به صور جزئیه و به اسماء جزئیه این لازمهاش عبارت است از یک احاطهی علمی به علم حضوری که نزدیکترین علم است به نفس، هیچ علمی و هیچ آگاهی و بینشی در انسان از آگاهی و بینش انسان به خود انسان نزدیکتر نیست.
احساسی که شما میکنید من دست دارم احساسی که میکنید من چشم دارم احساسی که میکنید من در حافظهام این علوم را ذخیره کردهام احساسی که نسبت به مسائل خارجی میکنید همهی اینها احساسهایی است متأخر از احساسهای نسبت به خود یعنی نفس نسبت به خود و نسبت به وجود خود یک آگاهی دارد که این آگاهی در بچهها هم هست در بزرگها هم هست در پیرمردها هم هست در جوانها هم هست.
هر کسی نسبت به وجود خود علم دارد آگاهی دارد، این آگاهی را علم حضوری میگویند، این علم حضوری نزدیکترین آگاهی و بینشی است که یک فرد به خودش و ذات خودش و صفات و ملکات خودش دارد خدای متعال آگاهی که نسبت به خلق دارد آگاهی و علم حضوری است نه حصولی یعنی از جای دیگر علم پیدا نمیکند که لازمهاش جنبهی خلاء و نقصان و در نتیجه برگشتش به امکان و سقوط از وجوب باشد، نه! خود خدای متعال نسبت به بندگانش و نسبت به همهی مخلوقاتش به علم حضوری آگاهی دارد و علم حضوری هم که هیچ گاه در آن نسیان و غفلت نیست.

