کیفیت معرفت پروردگار به عبد و عبد به پروردگار
7میآید شهادت میدهد دیگر. قرآن زنده است حی است فهم دارد شعور دارد.
این مراتب که بین انسان و بین پروردگار وجود دارد این مراتب چه مراتبی است؟ ما در مرتبهی شناخت ذات پروردگار که نیستیم حالا بعضیها میآیند و راه میافتند و به دنبال میآیند و پی میگیرند و میرسند اما بعضیها میگویند نه! ول کنید این حرفها چه است آقا؟ که دیده که شنیده؟ خیلی مطالب را تا حدودی بخواهند حقش را ادا کنند میگویند ما از این طالب سر در نمیآوریم ما همین دو رکعت نمازی که میخوانیم کفایت میکند، دیگر بیش از این وظیفه نداریم مسئولیت نداریم آنوقت وقتی که یک جایش درد میکند تا سر در نیاورد صدتا دکتر نرود و صدتا آزمایش نکند ول نمیکند اما به مسائل دینی که میرسد نه! همین یک نماز میخوانیم بس است تمام شد این نهایت ادراک مردم نسبت به مسائل ضروری و نسبت به مطالبی است که باید به آن اهمیت دهیم.
پس بنابراین شناخت پروردگار نسبت به ما، شناخت ذات نسبت به آثار و لوازم ذات است اینقدر نزدیک هستیم شناخت ما نسبت به پروردگار چیست؟ این شناخت یعنی آن شناخت باطن نه فقط شناخت مغزی و شناخت فکری شناخت باطن، روشن شدن حقایق عالم وجود در نفس، رسیدن به مراتب و مراحل تجرد و خلوص در نفس، عبور از کریوههای جهل وغوایت و ظلالت در نفس، برداشته شدن پردههای جهل و ظلمت از برابر دیدگان نفس، این حرکت این شعور، شعور وجدانی و شهود که از او تعبیر به وصل و از غیرش تعبیر به هجر میشود1 این شهود تا چه حد برای افراد حاصل شده است؟
میبینیم راه زیاد است میبینیم مسئله زیاد است وقتی به خود و نفس خود مراجعه میکنیم میبینیم نه! مطلبی باز نشده است گرهی باز نشده است معرفتی در نفس حاصل نشده است تکاملی پیدا نشده با یک سال پیش تفاوتی پیدا نشده با ده سال پیش تفاوتی پیدا نشده وقتی به سن هشتاد میرسیم میبینیم از نقطهی نظر ارتباط و از نقطهی نظر ادراک نسبت به مقام تجرد، با بیست سالگی خودمان تفاوتی نکردیم هیچ فرقی برایمان پیدا نشده است پس معلوم است مسافت وجود دارد این مسافت عبارتست از برداشته شدن حجب و پردهها و ستارههایی که به واسطهی توغل در کثرات و میل به کثرات و مادیات و میل به دنیا هی میآید هی میآید هی میپوشاند هی میپوشاند.
- مصدر از كتب عرفانى مانند منازل و مصباح الانس؟؟؟؟

