کیفیت معرفت پروردگار به عبد و عبد به پروردگار
3هیچ وقت شده است شما خودتان یادتان برود؟ دیگر انسان خودش یادش نمیرود دیگر! محفوظات ممکن است یادش برود، انسان اشیائی که در ذهن خودش ذخیره کرده ممکن است فراموش کند ولی دیگر انسان خودش را که فراموش نمیکند این آگاهی و این بینش و این علم، لازمهی ذات ربوبی است لازمهی غنا ذاتی و صمدیت اوست از هر جهت و لازمهی عدم ثبوت صفات سلبیه در ذات پروردگار است این لازمهاش این است که خدای متعال نسبت به همهی مخلوقاتش نسبت به کارهایشان نسبت به خطوراتشان نسبت به ذهنیاتشان نسبت به ملکاتشان نسبت به صفاتشان به هر چیزی که در مخلوقات حدوث پیدا کند و تطور پیدا کند خدای متعال همچنان که بر ذات خودش آگاه است به همان کیفیت بر مخلوقاتش آگاه است بدون کم و زیاد نه اینکه آن مقدم است بر این و این در یک رتبهی متأخر است علم پروردگار نسبت به ذات با علم پروردگار نسبت به آثار ذات یکی است؛ پس بنابراین از نقطهی نظر خدای متعال دیگر فاصلهای بین اراده او و شعور او و ادراک او و علم او با مخلوقاتش دیگر وجود ندارد فاصلهای نیست.
حالا از نقطهی نظر ما، ما نسبت به پروردگار از نقطهی نظر تجرد نفسی و تجرد روحی و قرب به آن مقام و موقعیت و ادراک آن عوالم و ادراک اسماء کلیهی او و ادراک صفات کلیهی او و بالأخره ادراک ذات و رسیدن به آن مرتبه که مرتبهی لامرتبهای است و مرحله لامرحلهای است به لابشرط مقسمی به اصطلاح آقایان، ما نسبت به این مرتبه آیا در مسافت قرار داریم یا ما بیمسافت هستیم؟ اگر بیمسافت هستیم پس معنایش این است که همه این مسئله را بتوانند ادراک کنند و این علم در همه باشد در حالتی که همه در جهل هستند همه در جهل نسبت به این مقام هستند همه در جهل نسبت به این موقعیت هستند همه در جهل نسبت به صفات پروردگارند همه در جهل نسبت به اسما الهی هستند به خصوصیات عالم وجود همه در جهل هستند و باکشان هم نیست باکشان هم نیست حالا باشیم که باشیم طوری نیست.

