معناى تجلّى و توضیح اقسام تجلیات جلالیه و جمالیه پروردگار
9میگویند صفات پروردگار را از بچّه یاد بگیرید، انفاق میکند میدهد، هم دردی میکند فلان. شما دوتا بچّه را در نظر بگیرید یکی از آنها پدرش ثروتمندترین مرد روی زمین باشد، دوتا بچّه پنچ ساله چهار ساله، یکی از آنها پدرش فقیرترین مرد روی زمین باشد هر دو با هم میروند بازی میکنند اصلًا نمیفهمد ثروت چه است؟ آن هم اصلًا نمیفهمد فقر چه است؟ چرا؟ تعلّق ندارد این ثروت و این تعلّق مال ما است مال ما که پرده اندختیم مال ما که آمده و این قضیه، جلوی چشم را گرفته است، مال ما که آمده و ما را از آن صفا ساقط کرده است و در عالم غرور فرو برده است و بین ما و بین واقعیتها فاصله انداخته است و اساس و مدار امور ما را بر این اساس قرار داده، آن برای این است. این مال این است.
پیغمبر اکرم روزی نشسته بودند در مسجد، داشتند اصحاب صحبت میکردند، دایره نشسته بودند. در این موقع یک مرد مستمندی آمد و در کنار یک فرد غنی نشست. یک مرتبه یک احساسی برای او پیدا شد همچین یک کمی آمد خودش را جمع و جور کرد، یک مقداری. خیلی رسول خدا ناراحت شد، خیلی، فرمودند: آیا ترسیدی که از فقر او چیزی به تو چیزی برسد یا از ثروت تو به او برسد؟ آیا نمیدانی که هر دوی شما وقتی که به دنیا آمدید هیچ کدامتان حتّی یک لباس از این دنیا به تن نداشتید و وقتی که هر دو از این دنیا میروید بیش از یک تکه پارچه هر دو سهم ندارید؟ نه آن موقع و نه وقت رفتن.
آنموقع هر دو راحت بودید همهمان راحت بودیم هیچی، راحت، موقع رفتن هم یک تکه بر میدارند سر تا پا، یکی از کمر به پایین و یکی هم از اینجا تا زانو و یکی هم سر تا سر، لا اله الّا اله بگذاریدش توی قبر و فاتحه! یک فاتحه بخوانید و خداحافظ شما.

