معناى تجلّى و توضیح اقسام تجلیات جلالیه و جمالیه پروردگار
7خدای متعال میفرماید: تجلیات مرا، زمین و آسمان و تمام این کرات نمیتوانند تحمّل کنند امّا اینها را قلب یک انسان دوپای یک متر و شصت سانتی شصت کیلویی حالا یا کمتر، این میتواند تحمّل کند.
یعنی آن اراده و آن نحوهی انفاذ مشیت و تقدیر مشیتی که میآید و آن وجود شیء را از خودش میگیرد و تعلّق بین ماهیت و بین وجود را میآید قطع میکند. البتّه ماهیت که امر موجود نیست. میآید آن جنبهی استقلال را از بین میبرد و صرف ربط را میخواهد باقی بگذارد اینها هیچ دوام ندارند امّا بندهی مؤمن میتواند اینها را بگیرد تحمّل کند قطع علاقه برایش پیدا بشود و بعد سر جایش هم بایستد و بعد طوریاش هم نشود آن آثار در او پیدا شود بدون اینکه مسئلهای برای او حاصل شود. این میتواند این را انجام بدهد.
پس خدای متعال در قلب انسان است یعنی از همان جایی که انسان میخواهد دعا کند باید در همان جا خدا را بیابد نه اینکه توجّه داشته باشد به یک سمت و سوئی و به یک شکلی، همان جا که میگوید خدایا، نباید توجّه داشته باشد به آسمان هفتم و هشتم که آن بالا هست و اینها، یا در تخوم زمین و اعماق زمین باید نظر خودش را منعطف و معطوف به آن جهت کند. وقتی میگوید خدایا، جهتی نباید در نظرش بیاید وقتی که میخواهد ذهنش را متوجّه بکند هیچ جهتی و هیچ سمتی را نباید انسان در نظر بگیرد از همان جایی که میگوید الهی، از همان جا خدا به او میگوید لبّیک، و از همان نقطهای که میگوید خدایا، از همان نقطه جوابش را میشنود و احساسش را میکند، از همانجا.
پس بنابراین فاصلهی بین ما و خدا، فاصله صفر است. هیچ چیزی معنا ندارد. امّا امام سجّاد علیهالسّلام میفرماید نه! مسافت وجود دارد، مسافت بین ما و پرودگار عبارتست از آن بُعدی که ما نسبت به پروردگار و به ذات پروردگار داریم به واسطه حُجب و پردههای ظلمت و غرور که در این دنیا بر نفس و بر دیدگان ما افتاده است.

