در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

معناى تجلّى و توضیح اقسام تجلیات جلالیه و جمالیه پروردگار

14048
سال 1423
نسخه عربی

معناى تجلّى و توضیح اقسام تجلیات جلالیه و جمالیه پروردگار

5
  • من یک شخصی را، البتّه شنیده بودم، یک جایی می‌رفتیم می‌گفتند در اینجا یک بنده خدایی بود این کارگر بود کارگر بود، بار این طرف و آن طرف می‌برد در همان زمان شاه از این بلیطهای بخت آزمایی مال آن موقع بود دیگر، إن‌شاءاللَه که الآن نیست از این چیزها، می‌گویند آن موقع از این بلیطهای بخت آزمایی، قمار بود دیگر، قمار بازی بود، به این گفتند که این بلیطی که خریدی برنده شدی حالا یک قیمت زیادی هم بود به محض اینکه گفتند دیدند سکته کرد و در جا مُرد، یعنی تحمّل این شادی زائد الوصف را نداشت یک‌دفعه به یک شخصی که روزی هشت تومان کار می‌کند پنج تومان، آن موقع یک بنّا ده تومان می‌گرفت یادم هست، ده تومان اجرت یک بنّا بود، ده تومان یا دوازده تومان، بیشتر نبود آن هم بنّای کار کرده، حسابی، یک‌دفعه به این بگویند آقا صد هزار تومان شما برنده شدی، این اصلًا منفجر می‌شود، نمی‌تواند تحمّل کند همان جا سکته کرد مُرد، جنازه‌اش را برداشتند بردند دفن کردند. با همان بلیط بخت آزمایی محشور شد.

  • این تجلیات جمالیه است وقتی که می‌خورد از شدّت شادی و از شدّت انبساط یک مرتبه کن فیکون می‌کند شخص را، خلافش هم خب تجلیات جلالیه است، قهر، غضب، اخبار ناراحت کننده، اخبار تأثیر گذارنده، یک مرتبه بگویند چطور ...

  • یکی از دوستان مرحوم آقا که خب بعد دیگر البتّه ارتباطی نداشتند، در یک برهه‌ای بودند. ایشان یک کاری داشت در بازار، یک کار خاصّی داشت، کاری که خیلی زود می‌شد در معرض آتش و آتش‌سوزی همه‌اش از بین برود و در عرض نیم ساعت دیگر چیزی باقی نماند، آمدند دم منزل و به ایشان گفتند که آقا مغازه‌تان در بازار آتش گرفته، آن موقع منزلشان نزدیک منزل ما بود، این به محض اینکه می‌گویند، یک مرتبه شروع می‌کند خون دماغ شدید و می‌افتد غش می‌کند.