مسافت بین عبد و رب مسافت معرفت و عبور از نفس است
7حضرت میفرمایند این منطق منطق اسلام است.
اینی که الآن دارند تو دنیا میگویند اسلام مال هزار و چهارصد سال پیش است یک قدری چشمشان را باز کنند و این عبارات را ببینند و ببینند که الآن دنیا در چه وضعیت اسفناکی دارد حرکت میکند؟ آن کشوری که خود را مهد تمدّن و آزادی مینامد قلدرانه آمده پا را به جلو گذاشته و میگوید هر نفس کشی اگر قدرت دارد جلو بیاید و کسی هم از عهدهاش برنمیآید و بالأخره هم کار خودش را خواهد کرد ولی پیغمبر که اینطور نمیکردند پیغمبر میفرماید همهی مردم حکم واحدی را دارند.
که در اینجا خیلی بحث مفصّل است این جنگها دیگر بر اساس رأفت است، این دفاعها همه بر اساس رأفت است، بر اساس دلسوزی است بر اساس آن عرق حمیت و آن حالت اتّحاد و احساس وحدت در اصل وجود و بقاء وجود و استمرار وجود و کمالاتی که مترتّب بر این وجود است، بر این اساس است نه بر اساس کشورگشایی و کشورگیری که این دأب و دِیدَن اهل جهل و اهل ظلم و تعدّی است.1
این خب طبعا به این کیفیت، لذا کسی به انسان نمیتواند تعدّی کند اختیار انسان دست خودش است اینجا برود آنجا برود بدنش را به اینجا بکار بیندازد یا در آنجا بکار بیندازد قدمش را در اینجا بگذارد یا در آنجا بگذارد اختیارش دست انسان است.
حالا بر اساس این مبنایی که طرح شد ما به یک پلّه بالاتر از این مطلب میرسیم وقتی قرار بر این شد بر اینکه خدای متعال از این بدن به خود ما نزدیکتر باشد پس اختیار بدن دست که میافتد؟ دست خدا میافتد، ما دیگر هر کاری نمیتوانیم بکنیم، ما هر کاری با بدن نمیتوانیم بکنیم، ما نمیتوانیم نقصی بر بدن وارد کنیم ما نمیتوانیم کاری بکنیم که بدن مریض شود اگر عمداً عملی انجام بدهیم که بدن مریض شود کار حرام انجام دادهایم حرام است. دارویی بخوریم که این دارو برای ما مضرّ باشد حرام است، استعمال دخانیات بکنیم که این استعمال دخانیات برای بدن مضرّ است حرام است.
- مصدر از نور ملكوت فلسفه جهاد در اسلام و الميزان؟؟؟

