مسافت بین عبد و رب مسافت معرفت و عبور از نفس است
6پس بنابراین نه تنها بشر به واسطه قرن اتم و غیر اتم ترقّی کرده و رشد کرده خیلی هم بدتر شده است و خیلی پستتر شده و آمده این ابزار را به خدمت حیوانیت و اهواء نفسش گرفته است نه در خدمت عقل؛ این وسایط به خدمت عقل در نیامده است به خدمت نفس و شیطنت و حیوانیت و بهیمیت درآمده.
همانطوریکه الآن دارید میبینید، همین روزها دارید میبینید، یک کشور زورگو میآید و میگوید فرض کنید که میخواهم به فلان جا حمله کنم برای خاطر اینکه این فلان سلاح را دارد حالا بگذریم از اینکه همهی این حرفها کشک است و یک اهداف دیگری پشت قضیه است، نه! حالا ما ظاهر قضیه را میگیریم. شما واقعاً میخواهید سلاح مرگبار را از این بگیرید الآن کشور یهود سیصدتا از این سلاحهای مرگبار دارد چرا سراغ این نمیروید؟ فلان کشور آن طرف، مگر هند ندارد؟ مگر پاکستان ندارد؟ مگر سایر جاها ندارند؟ حالا فقط از همهی اینها این شده؟ و بعد هم حالا جای دیگر.
این چه است؟ چرا یک همچنین مطلبی هست؟ چون غرور موجب شده است که عقل در صحنه، خودآرایی نکند زور و تکنیک و تکنولوژی به خدمت هوای نفس درآمده است نه به خدمت عقل دربیاید، نه به خدمت نفس از جهت روحانیت و نورانیت در بیاید، به خدمت نفس از جهت بهیمیت و از جهت حیوانیت درآمده است و همه را هم مبتلا میکند.
پس بنابراین، این قضیه هم بوده میگفتند خودش است مالک خودش است دلش میخواهد خودش را به کشتن بدهد کاری نداریم. امّا اسلام این را نمیگویدها. اسلام چه میگوید؟ شعرش را بخوانید دیگر:
بنی آدم اعضای یکدیگرند *** که در آفرینش ز یک گوهرند چو عضوی به درد آورد روزگار *** دگر عضوها را نماند قرار تو کز محنت دیگران بی غمی *** نشاید که نامت نهند آدمی 1 جناب شیخ اجل این اشعار را از کلمات و فرمایشات پیغمبر اکرم صلّیاللَه علیه و آله و سلّم گرفته است که حضرت فرمودند: به این مضمون: إن بنى آدم کجَسَدٍ واحد، النّاس کجسدٍ واحد، اذا اشتَکى عضوٌ تَداعى مَعَهُ سایر الأعضاء فى السَّهرِ و الحُمّى؛2 مردم مانند جسد واحد میمانند، جسد واحد، وقتی که یک عضوی درد بگیرد شما میبینید بدن تب کرد گوش درد میگیرد تمام بدن، ناخن پا هم درد میکند انگشت پا هم تب میکند، اینطور نیست که حالا این بگوید به من چه مربوط است؟ ما دو متر با هم فاصله داریم، این درد گرفته به من چه؟ چرا من اینجا گرمم بشود؟ نه! آن هم گرمش میشود تمام سلسلهی اعضاء و اعصاب و سلسلهی جهاز، همه حکم عضو واحد را دارند.
- سعدى شيرازى.
- صحيح البخارى، ج ٧، ص ٧٨؛ و كنز العمّال، ج ١، ص ١٥٣؛ و نيز بنگريد به المؤمن، ص ٣٩؛ و أعلام الدّين، ص ٤٤٠؛ و بحار الأنوار، ج ٥٨، ص ١٥٠؛ و ج ١٧، ص ٢٣٤:
تَرَى المؤمنينَ فى تَراحُمِهم و تَوادِّهم و تَعاطُفِهم كمَثلِ الجَسد، إذا اشتَكَى عُضوٌ تَداعَى لَه سائرُ الأعضاءِ [١] بِالسَّهَر و الحُمَّى. [٢] نسخه بدل: سائر جَسَدِه.
أعلام الدين فى صفات المؤمنين، ص: ٢٧٥: وَ قَالَ صلّى الله عليه و آله: يَنْبَغِى لِلْمُسْلِمِينَ أَنْ يَنْصَحَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً وَ يَرْحَمَ بَعْضُهُمْ بَعْضاً فَإِنَّمَا هُمْ كَمِثْلِ الْعُضْوِ مِنَ الْجَسَدِ إِذَا اشْتَكَى تَدَاعَى الْجَسَدُ بِالسَّهَرِ.
المؤمن، ص: ٣٨: عَنْ أَبِى عَبْدِ اللَّهِ عليه السّلام أَنَّهُ قَالَ: الْمُؤْمِنُ أَخُو الْمُؤْمِنِ كَالْجَسَدِ الْوَاحِدِ إِذَا اشْتَكَى شَيْئاً مِنْهُ وَجَدَ أَلَمَ ذَلِكَ فِى سَائِرِ جَسَدِهِ لِأَنَّ أَرْوَاحَهُمْ مِنْ رُوحِ اللَّهِ تَعَالَى وَ إِنَّ رُوحَ الْمُؤْمِنِ لَأَشَدُّ اتِّصَالًا بِرُوحِ اللَّهِ مِنِ اتِّصَالِ شُعَاعِ الشَّمْسِ بِهَا.

