کیفیت ارتباط و احاطه خداوند نسبت به عالم وجود
3تصوّر ما بر این است که خداوند مافوق کهکشانهاست و در یک نقطهی دور دست خارج از مادّه، جایی که دیگر مادّه وجود ندارد، یعنی جرم هم در آنجا نیست، انرژی هم حتی در آنجا نیست، به یک سقفی برسیم در عالم خیال که در آن سقف دیگر بعد از او دیگر مادّه در آنجا قطع میشود، یعنی از کرات رد میشویم، از آن محیط مغناطیسی کرات رد میشویم، از آن اتمسفری که دور کره را گرفته است رد میشویم همینطور یک یک عبور میکنیم تا به جایی میرسیم فرضاً، فرضاً دیگر کرهای وجود نداشته باشد، آن نقطه را ما خدا تصور میکنیم میگوییم خدا آن بالا است.
بچه وقتی که سؤال میکند از آقا جانش، میگوید خدا کجاست؟ میگوید خدا آن بالا است. ما هم همین هستیم و تصوّر نکنید این مسئله خب یک قدری شوخی و مزاح به نظر میرسد نه. بسیاری از مردم بسیاری از حتّی اهل علم، تصوّر آنها همین است. اگر به آنها بگویید خدا در این مکان هست میگویند وحدت وجودی شدی آقا! کافر شدی مرتد شدی نجس شدی؟ باید استکانت را آب کشید باید چه کرد. میگوییم خب خدا در این اتاق نیست خیلی خب، خدا در کرهی زمین هم که نیست میگوید نه کرهی زمین مال انسان است، مال حیوان است، مال جماد است خدا که جماد نیست مادّه نیست. پس باید توی این آسمان باشد! نه این هم نیست پس چیست؟ میگویند خدا خارج از عالم مادّه و عالم عناصِر است.
عناصُر غلط است ها که بعضیها امروزیها میگویند بلد نیستند جمع ببندند میگویند. عناصِر، عالم عالم عناصِر یعنی مواد، عنصر یعنی ماده متریال همین عنصر جمعش میشود عناصِر، خارج از عالم عناصِر، میگوییم پس بنابراین در این عالم خدایی وجود ندارد؟ میگویند نه این عالم، خدا از آن بالا اشراف دارد و قدرتش گرفته، آن حالت مغناطیسیاش زمین را گرفته نه اینکه فرض کنید حالا بیاید و خودش در این کره حضور پیدا کند. اینطور نیست.

