لزوم توجه به پروردگار متعال در حالت عُسرویُسر، گشایش وضیق
5یک نفر پروندهاش این طرف و آن طرف نمیشود و ملائکه اشتباه نمیکنند و در انجام وظیفه خودشان تخطّی نمیکنند پروندههای ما در دادگاههای ملائکه گم و گور نمیشود. جایش عوض نمیشود خطا به جای ثواب و ثواب به جای خطا نوشته نمیشود، نوشته نمیشود. یک خطور در پرونده ثبت میشود، یک گمان بد نسبت به برادر مؤمن در پرونده ثبت است یک گمان خوب در پرونده ثبت است، در پرونده ثبت است یک گمان. نقل میکنند در احوال مرحوم فیض علی شاه دَکنی، خیلی مفصّل است خیال میکنم کم و بیش حکایت و داستانش را برای رفقا گفته باشم حالا خیلی بالاجمال میگویم که:
با استادش در هند بود بعد از هند میآید در ایران و میرود در بلاد ایران، در تبریز آنجا شروع میکند به وعظ و صحبت و اینها و، خلق کثیری بر گرد او جمع میشوند خیلی، مردی بوده روشن ضمیر و بسیار باسواد، فاضل و خب مسلکش هم مسلک عرفان و سلوک بوده دیگر خیلی صحبت جذّابی داشته و شیرین و کلام پر حرارتی داشته و جالب و مردم هم خیلی به دنبالش جذب میشوند بهطوری که مسجد جامع تبریز دیگر از کثرت جمعیت پر شده بود. خب در آن وقت مخالفین زیاد بودند مخالفین با عرفان زیاد بودند، مثل الآن، منتها الآن کمتر هستند آن موقع بیشتر بودند. یک شب که این داشته صحبت میکرده و در حین صحبت این جمعیت خلاصه در خَلسه و نعشه روحانی و آن حال و هوای مطالب عرفانی و توحیدی آنها را در یک حالت نعشهایی قرار داده بود و مشمول خلاصه بعضی از جاذبهها و بعضی از بارقههائی شده بودند و نفحات یک مرتبه این به ذهنش خطور میکند، بَه بیا ببین با این همه مخالفینی که این طرف آن طرف وجود دارد و با ما بر سر مخالفت و اینها بودند و اینها حالا ببین چه مردمی جمع شدند چه کثرتی جمع شدند خلاصه کار خدارونق گرفته و بازار خدا به کار افتاده است. لذا اینها چشمشان به چه بشود. لذا اینها چه بشوند.

