لزوم توجه به پروردگار متعال در حالت عُسرویُسر، گشایش وضیق
7هر فکری که در ذهن ما بگذرد آن فکر در پرونده ثبت است حالا ما ببینیم چقدر پرونده خودمان را سنگین کردیم و چقدر برای خودمان بار اضافه کردیم، آدم مینشیند این شروع میکند به گردش، گردش، گردش، این کار را میکنم، آن کار میکنم، این کار کرده، این بیخود کرده آن فلان کرده، من الآن او را، همینطوری شروع میکند به گردش و هِی سنگین، سنگین، سنگین، سنگین، سنگین، یک مرتبه مثل یک موشی که سه خروار روی آن بار بگذارند چطور میشود قضیه؟ نمیتواند دیگر از زیر این خروار بیرون بیاید. ولی نه اگر انسان بیاید به محض اینکه میخواهد خطوری بیاید همان جا بیاید ببندد همان جا بیا جلو بگیرد، دیگر کار به بعد نمیرسد درست شد؟ حالا این خطوری که در ما پیدا میشود، این مسائلی که برای ما حاصل میشود، تمام اینها ناشی از چه مسئلهای میکند؟ ناشی از یک عالم حساب شده با برنامههای منظّم و مرتبط که آن قدر سریع، که میلیاردها کامپیوتر نمیتواند به گردش برسد در سرعت، و در نتیجهگیری و در پاسخ دادن. یک خطور یک نتیجه همین تا رفت آمد، نتیجه آمد. تا یک خطور میکنید در دلتان احساس قبض میکنید یعنی یک ثانیه یک، چه بگوییم؟ میکرون بگوییم ابسِلون بگوییم، یک ذرّه حتی یک سر سوزن از این مسئله تفاوت ندارد همین که این خیال میآید همراه با او پاسخ هم میآید. این مال چه است؟ حالا باید ببینیم مال چه است دیگر؟ خب این را که داریم میبینیم تصوّر ما بر این است که خدای متعال یک وجودی است خارج از وجود ما و در یک نقطه دوری قرار دارد خارج از محیط زمین و محیط آسمان ولی به واسطه قدرتی که دارد ما را میبیند، این تصوّر ما از خداست.
به واسطه آن اشرافی که دارد خدا ما را میبیند اینقدر ما تصوّر میکنیم بیش از این دیگر نمیتوانیم تصوّر کنیم. طبعاً در ارتباط با این خدا کار و برنامه زندگی خود را قرار میدهیم. هر کاری دلمان میخواهد میکنیم به هر اشتباهی که میدانیم اشتباه است دست میزنیم، برخلاف تکالیف عمل میکنیم، برخلاف دستور عمل میکنیم، هرچه دلمان میخواهد انجام میدهیم، وقت خود را به هر چیزی میگذارنیم، به اعمال خلاف دست میآلاییم، به دزدی، به رشوه، به قمار، به خلاف، به معصیت، به ترک نماز، به ترک حجّ، به ترک صوم به ترک دستورات الهی، نماز نمیخوانیم، آقا نماز چه است؟ به چه درد میخورد؟ روزه نمیگرییم. روزه برای آدمهای فقیر است، حجّ انجام نمیدهیم چرا پولمان را بدهیم به یک مشت عرب بخورند؟ چرا نمیدانم فلان، این مال آن زمان است وَ، وَ، وَ، دیگر، خدا صبر میکند صبر میکند یکدفعه میبینیم آقا یک جایم درد گرفت خب.

