در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

لزوم توجه به پروردگار متعال در حالت عُسرویُسر، گشایش وضیق‏

14060
سال 1423
نسخه عربی

لزوم توجه به پروردگار متعال در حالت عُسرویُسر، گشایش وضیق‏

4
  • چندی قبل بود من یک قضیه خواندم خیلی تعجّب کردم یادم از یک حکایتی آمد، به یکی از پیغمبران بنی اسرائیل، به یکی گفته بود، به یکی گفته بود که تو در دریا غرق می‌شوی و مرگ تو در دریاست، نوشته شده است، در دریا غرق می‌شوی. این شخص تاجر بود به هندوستان می‌رفت. در بصره بود، با کشتی و این‌ها دیگر؛ از آن به بعد به شرکایش و غلامانش و این‌ها گفته بود آن‌ها ببرند، مال التّجاره ببرند و مال التّجاره بیاورند و خودش حرکت نمی‌کرد. سال‌ها از این قضیه می‌گذرد. سال‌ها، و نظایر این حکایاتی است. میلیاردها قضیه است ها! یعنی به تعداد هر فرد و به اندازه ساعت زندگی‌اش قضیه است دیگر حالا یکی از آن‌ها را می‌گوییم، یک چند سال می‌گذرد خسته می‌شود خب می‌رفته دریا می‌آمده حال و هوایی عوض می‌کرد. می‌گوید ای بابا بلند شویم برویم، یک دریایی برویم یک خرده بگردیم خسته شدیم این‌جا خب حالا چه کار کنیم این مسئله را، از آن طرف هم می‌داند که این راست می‌گوید پیغمبر است و راست می‌گوید حرفش خلاف نیست گفت می‌آییم حالا یک کلک می‌زنیم سر خدا، می‌آییم می‌رویم سوار یک کشتی می‌شویم که غیر از ما افراد دیگری هم هستند بالأخره خدا آن‌ها را که غرق نمی‌کند آن‌ها را غرق نمی‌کند ما را می‌خواهد غرق کند، تا حالا تنها می‌رفتیم و مال التّجاره را توی این‌ها می‌گذاشتیم حالا می‌رویم با یک کشتی مسافر بری اصلًا، چرا برویم با یک، از این کشتی‌های باری برویم؟ بسیار خب، آمد یک کشتی دید دویست سیصد نفر ایستادند می‌خواهند بروند. گفت ما را هم ببرید سوار شدند رفتند وسط دریا، اقیانوس هند هوا شروع کرد به بالا و پایین شدن می‌رفت بالا می‌آمد پایین، گفت خدایا من را می‌خواهی غرق بکنی بکن این دویست سیصد نفر چه گناهی کردند به خاطر من، گفت آن‌ها هم تقدیرشان بوده مثل تو بمیرند ما همه را یک جا جمع کردیم الآن همه را هم می‌بریم توی آب همه را هم غرق، بردند توی آب درست شد. این حرف‌ها نیست.