بیان قسمتی از رسالۀ حقوق امام سجاد علیه السّلام
7حقّ مسلمانان
«و حقُّ أهل مِلَّتک: إضمارُ السّلامة لهم، و الرّحمةُ بهم، و الرِّفقُ بمُسیئِهم، و تَألُّفُهم، و استصلاحُهم، و شکرُ مُحسنِهم، و کفُّ الأذیٰ عنهم، و أن تُحبَّ لهم ما تُحبُّ لنفْسک و تکرَه لهم ما تَکرَه لنفسک، و أن یکونَ شیوخُهم بمنزلةِ أبیک و شُبّانُهم بمنزلة أخیک و عجائزُهم بمنزلة أمِّک و الصِّغار بمنزلة أولادک.»
”و امّا حقّ اهل ملّت خود (یعنی مسلمانان که در ملّت و آیین با انسان شریکاند؛ حقّ اهل ملّت خود و حقّ مسلمانانی که با آنها در تماس هستی و یا نیستی) این است که برای آنها در دل خودت سلامت و عافیت طلب کنی و به آنها رحمت کنی؛ و به آن افرادی که به تو إسائه میکنند و بدی میرسانند، رفق و مدارا کنی؛ و با آنها به الفت و محبّت معاشرت کنی و کارهای آنها را اصلاح کنی؛ و افرادی از آنها که به تو احسان میکنند، شکر آنها را بجا بیاوری و گرفتاری و مذلّت و اذیّت را از آنها برداری و مگذاری که آزار و اذیّت تو به آنها برسد؛ و برای آنها بپسندی آنچه برای خودت میپسندی، و برای آنها مکروه و ناگوار بداری آنچه برای نفس خودت مکروه میداری؛ و دیگر اینکه پیرمردها و شیوخ آنها را به منزلۀ پدر خود، و جوانان آنها را به منزلۀ برادر خود، و زنهای پیر آنها را به منزلۀ مادر خود، و کودکان و صغار آنها را به منزلۀ اولاد خود بدانی و تلقّی کنی.“
حقّ اهلکتاب
«و حقُّ أهل الذِّمّة: أن تَقبلَ منهم ما قَبِلَ اللَه عزّوجلّ منهم، و لا تَظلمَهم ما وفَوا اللَه عزّوجلّ بعهدِه.»1
”و امّا حقّ اهل ذِمّه (یعنی افرادی که مسلمان نیستند ولی اهلکتاب هستند و قائل به خدا و پیامبران گذشته هستند) این است که آنچه خداوند عزّوجلّ از آنها قبول کرده است (که در مملکت شما با آن شرایطِ دادن جِزیه و نفروختن شراب و گوشت خوک و انجام ندادن معصیتِ جهاری و پرداختن خَراج و جزیه به دولت اسلام زندگی کنند) شما هم از آنها قبول کنید؛ و دیگر آنها را مورد ستم و آزار خود قرار ندهید هنگامیکه به عهد خداوند عزّوجلّ وفا میکنند.“
- من لا یحضره الفقیه، ج ٢، ص ٦٢٣ ـ ٦٢٦؛ الأمالی، شیخ صدوق، ص ٣٧٣ ـ ٣٧٥؛ مکارم الأخلاق، ص ٤٢٢ ـ ٤٢٤، با قدری اختلاف در مصادر.

