در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

اهمیت رجوع به خدا و راضی بودن به قضای او

14395
سال 1423
نسخه عربی

اهمیت رجوع به خدا و راضی بودن به قضای او

3
  • یک شخصی نقل می‌کرد می‌گفت رفتم در جایی برای دیدن یک شخص، او مرا خواسته بود می‌خواست کاری انجام بدهد وقتی که وارد شدم دیدم یک نفر از افراد بسیار مهم در آنجا نشسته است.

  • در آن اتاق، مثلا فرض کنید در اتاق انتظار نشسته، از افراد خیلی مهم که من وقتی دیدم تعجّب کردم و من رفتم در آنجا و صحبت کردم و حدود یک ساعتی که در انجا بودیم این همین‌طور در اتاق انتظار نشسته بود و آن شخص هم می‌دانست که این آمده و نشسته و با او کار دارد. حالا قبل چقدر نشسته بود؟ وقتی که آمدم بیرون همین یک قضیه‌ای که اتّفاق افتاد، برای من یک زنگ خطری شد برای اینکه متوجّه بشوم در کجا هستم و با چه کسانی ارتباط دارم. افرادی که در بیرون این‌ها با هزار زرق و برق و انانیت و خودنمایی جلوه می‌کنند امّا وقتی که به مواضع حاجت می‌رسد و به مواضع نیاز به امثال خود می‌رسد این‌طور پست و ذلیل با آن‌ها برخورد می‌شود. چرا این‌طور است؟ چون این‌ها طرف جود و عطاء و بخشش خود را نشناختند، نشناختند.

  • اگر این‌ها می‌شناختند و توجّه خود را عطف می‌کردند به آن طرف واقعی و به آن قبله‌ی حقیقی و تمام شواعب کثرت را از ذهن خود و تخیل خود و اعتبار خود دفع می‌کردند که به این روز نمی‌افتادند. انسان باید بداند در ارتباط خود با افراد، چه مطلب و چه مقصودی در ذهن اوست و چه مطلبی را دارد پی می‌گیرد؟ در درون خود کاوش کند و ببیند آیا این ارتباطی که با این شخص دارد براساس پولش است؟ چون ثروتمند است دارد می‌رود منزلش؟ یا باب رفاقت را با ثروتمندان فقط باید بیندازد و به افراد دیگر توجّه کمتری کند یا اینکه نه باید در همه‌ی احوال، مقصد و مقصود دیگری مورد نظرش باشد؟ شنیده می‌شد که بعضی‌ها گفته‌اند که بسیاری‌ها با افراد متمکن و امروزی و این‌ها سر و کار دارند و به افراد دیگر توجّه کمتری می‌کنند. مرحوم آقا رضوان اللَه علیه هم گاهی مورد یک همچین اتّهاماتی واقع می‌شدند.