لزوم حالت انكسار وانابه به پروردگار متعال
2أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
وصلَّى اللَه عَلَى سیدنا و نبینا أبىالقاسم مُحَمّدٍ
وعلى آله الطّیبین الطّاهرین و اللعنة عَلَى أعدائِهِم أجمَعینَ
وَ أن فِی اللَهفِ إِلَی جُودِک وَ الرِّضَا بِقَضَائِک عِوَضاً مِنْ مَنْعِ الْبَاخِلِینَ وَ مَنْدُوحَةً عَمَّا فِی أَیدِی الْمُسْتَأْثِرِین.
در شبهای گذشته صحبت راجع به این بود که علّت این عبارت و کلمهای که امام سجّاد علیه السّلام در اینجا بکار بردند، که رجوع و اقبال و تقاضای جود پروردگار را با ناله، ناله و إنابه و احساس تذلّل مطرح کردند علّتش چیست؟ و اینکه انسان در مقام إقبال بر جود و بخشش پروردگار و تقاضای نعمت از پروردگار، نعمت در هر زمینهای، در زمینه مسائل زندگی، در زمینه مسائل زندگی اخروی، در زمینه درخواست علم و زرقِ حیات معنوی در اینگونه مطالب، انسان باید حالتش حالت إنابه باشد و این نه به این معنائی است که در هر جا انسان باید گریه کند و ناله داشته باشد و اینها نه، این حالت إنابه و حالت تذلّل صُوَرِ مختلفی دارد صُوَرش صُوَرِ مختلف است و انسان باید این حالت را در وجود خودش حفظ کند حالا گاهی از اوقات بهصورت ناله و إنابه یعنی به صورت ناله و بُکاء و حَمیم در میآید گاهی از اوقات هم نه به این صورت نیست. این صورت ممکن است برای انسان در خیلی از اوقات پیدا نشود.
و دیشب عرض شد بعضی از افراد که اینها میروند برای زیارات تصوّرشان بر این است که حتماً باید در زیارت حالت گریه داشته باشند، اگر کسی فرض کنید که برود زیارت سید الشّهداء و گریه نکند زیارتش قبول نیست. ما دیدن یک فرد زائر رفته بودیم و خیلی از سفرش حالتش مبتهج بود و اینها و مخصوصاً از زیارتی که کرده بود در کربلا و میگفت ما از وقتی که وارد کربلا شدیم تا وقتی که خارج شدیم، این گریه از چشم ما خشک نشد و از این نقطه نظر، میخواست این حالت خودش را که در آن موقع پیدا شده بود برای او، در این وضعیت میخواست بر آن جنبه حالی که در نجف من باب مثال برای او پیدا شده که عادی بوده ترجیح بدهد و حالا بیاید و کمکم در آن موقعیت امام و در آن مقام امام در او بیاید تصرّف کند و او را بیاید یک قدری عرض کنم که جاها را عوض کند و یک همچنین مسائلی، غافل از اینکه این حال بُکاء برای شما بود شاید برای دیگری نباشد و اینکه حالا چون برای شما در کربلا حال بُکاء پیدا شده است دلیل بر این است که امام حسین از امیرالؤمنین بالاتر است، نه، اوّلًا در صغراش حرف است و دوّماً در کبرای قضیه، حالا چون آن حال برای شما در کربلا است این چه ارتباطی دارد به اینکه باید امام حسین مقامش از امیرالؤمنین بالاتر باشد چون حال شما در کربلا بهتر بود، انسان نباید یکسونگر باشد، خود امیرالؤمنین علیه السّلام هم جنبه بکاء آن حضرت بسیار قوی بود در شبها و هم جنبه بشّاشیت آن حضرت در روزها بطوری که آن دوّمی در مقام تنقید از امیرالمؤمنین علیه السلام میگفت: رَجُلٌ دِعابَةٌ1 ى عنی خیلی میخندد خیلی شوخی میکند.
- امام شناسى، ج ١١، ص ٣٠١، ت: فضل بن شاذان، در كتاب« الإيضاح» از ص ١٦٢ تا ص ١٦٦ روايتى را از زياد بكائى از صالح بن كيسان از ابن عبّاس روايت مىكند او گفت: من با عمر در مدينه گردش مىكرديم؛ و دست او بر كمر و پهلوى من بود كه ناگهان نالهاى كشيد كه نزديك بود جان از قالب او بيرون رود. من گفتم: سبحان الله! سوگند به خدا كه اين ناله را از تو بيرون نياورد مگر غصّه شديد! گفت، آرى والله غصّه شديد! گفتم: آن غصّه چيست؟ گفت: أمر ولايت و حكومت مردم؛ نمىدانم آن را در چه كسى بگذارم. آنگاه نگاهى به من كرد، و گفت: چنين مىدانم كه مىخواهى بگويى: على صاحب اين أمر است! گفتم: آرى سوگند به خدا؛ رأى من اين است. گفت به چه دليل؟ گفتم: لقرابته من رسول الله، و صهره، و سابقته، و علمه، و بلائه فى الإسلام فقال: انّه لكما تقول و لكنّه رجلٌ فيه دُعابةٌ- الحديث.

