لزوم حالت انكسار وانابه به پروردگار متعال
7یکی از شاگردان مرحوم آقای حدّاد که در ارتباط با ایشان خب خیلی مورد لطف ایشان قرار گرفته بود و اینها ولی من همان موقع که ایشان را میدیدم با آن سن کمی که داشتم این حال او را نسبت به آقای حدّاد نمیپذیرفتم. حالتش، حالت طلبکارانه بود، حالتش، حالت باید بدهی بود. حتی گاهی از اوقات مطلب یک قدری مشکل هم میشد حتی تهدید هم ایشان میکرد. باید به فلان درخواست ما، شما جامعه عمل بپوشانی والّا من چه میکنم، فلان مطلب را افشا میکنم، افشا. یک همچنین حالتی داشت و من نمیپسندیدم و دو سه مرتبه هم من به او گفتم که این حالت شما غلط است. شاگرد در قبال استاد نباید یک همچین حالتی داشته باشد این حالت، او خلاصه خیلی به حرف ما توجّهی نمیکرد. ولی همان موقع وقتی که من به مرحوم آقا نگاه میکردم و کیفیت ارتباط مرحوم آقا با ایشان، کیفیت نشستن با ایشان، کیفیت حرف زدنشان با ایشان، وقتی نگاه میکردم میدیدم ایشان از آن مجرا و ممشا هیچ تخطّی نمیکند و این هم امتحان کردم و سنّم کم بود ولی الآن همه یادم است تمام آن قضایا مثل یک آئینه در جلوی ما قرار دارد و همه آنها یادم است. در فلان قضیه چطور، در فلان قضیه چطور، مسائلی اتفاق نمیافتاد که ایشان مصمم میشدند برای اینکه عملی را انجام بدهند، همین که یک اشارهای از طرف آقای حدّاد رضوان اللَه علیه میشد مثل یک آتشی که روی آب، آبی که روی آتش بریزید یکدفعه، اصلًا انگار نه انگار چیزی وجود دارد. خب اگر شخصی به اینجا برسد خب چه میشود قضیه؟ خب این میشود آقای آ سید محمد حسین، آن هم میشود فرد مطرود و دورباش زده شده و کنار گذاشته شده و از نعمت و رحمت حق محروم مانده، آن میشود آنطور، آن میشود اینطور دیگر .. و بر مقامات متوسّطات، الآن هم کسانی که در همان موقع بودند آنها هم بر طبق حالشان در همان موقع الآن هم به همان کیفیت الآن هم همان هستند در همان مرتبه هستند هر کس به مقتضای خودش. خب وقتی که او نگاه کند و اصلًا مسئله نگاه کردن نیست که او نگاه کند به این بعد به او میدهد نه همین که او خود را به این حال در میآورد خودش میگیرد.

