لزوم حالت انكسار وانابه به پروردگار متعال
5خب مقام جمع است دیگر، نگه میدارد، خودش را نگه میدارد، حفظ میکند نمیگذارد آن سرّ درون بیرون بیافتد و در دست هر اهل و نااهلی گرفتار بشود و بگویند نگاه کنید چه حال خوشی دارد نه، غیرت دارد آن حال را برای خودش نگه میدارد. آن آدمی که رند است، آن کسی که با محبوبش سر و سرّی دارد نمیگذارد حالش برای دیگران فاش بشود البته خب در بعضی موارد غیراختیاری است، غیراختیاری که خوب دیگر مطلب دیگری است. لذا بزرگان سلوک و اولیاء طریق فرمودهاند: که أدای حال کسی را در آوردن این خلاف است، خلاف طریق است. این مجاز است. انسان بیاید نگاه کند ببیند یکی حال گریه دارد این هم خودش را بزند به گریه، خب گریهات نمیآید نیاید چرا زور میزنی بابا، یا اینکه انسان ببیند یک شخصی حال خوشی دارد حال خندهای دارد حال ابتهاجی دارد و این خودش را بزند به آن موقع، عین آن قضیه کلاغ میشود که دنبال کبک راه افتاد، آخرش یادش رفت خودش چه جوری را ه میرود. کلاغ، کلاغ است خصوصیات کلاغی دارد، کبک، کبک است خصوصیات کبکی دارد، کبوتر، کبوتر است شاهین، شاهین است. هر کس برای خودش به مقتضای شاکله خودش در حرکت است. مهم همان جنبه ابتهال و انابه است. آن نباید از بین برود، آنجا که در درون است و آن حالت طلب و خضوع است آن مهمّ است، حالا گاهی از اوقات خب به صورت ظاهر در میآید. مثل اینکه بعضیها رفته بودند در مکه، بین افراد، من شنیدم همان مدتی پیش که مسئلهای هم شده بود. دعوایشان شده بود یکی میگفت مکه مقدم است، بیت اللَه است.
یکی میگفت مدینه مقدم چون حرم حضرت رسول است و فلان است و حالا او برایش حال خوش در مدینه دست داده بود میگفت: مدینه بهتر است، آن در مکه دست داده بود میگفت: مکه بهتر است نه باباجان. اینها همه نظر بر آینه وجود خود میکنند و از آینه وجود خود خارج را قیاس میکنند.

