اهمیت حال نیاز و فقر دائمی درسالک
5إِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ1 عزّت مال خداست و خدا هم به واسطهی نزول این صفت عزیز در وجود ما، هر کدام از تک تک ماها را عزیز قرار داده است. الآن شما یک نفر عزیز هستید، شما یک نفر، شما یک نفر، همه عزیز هستند چرا؟ چون از این صفت عزّت در وجود ما خداوند قرار داده است چون ما بنده او هستیم دیگر، خدا نمیخواهد بندهاش سر تسلیم به درگاه مولای دیگر بیاورد. اگر یک مولایی احساس بکند بندهاش رفته فرض کنید که از یک جای دیگر قرض کرده است ناراحت نمیشود؟ نوکر یک منزلی ....، اگر مولی احساس بکند که فرض کنید .....، این آبرویش نمیرود؟ آبروریزی است دیگر، آبروریزی است. اینطور نیست آقای چیز؟ آبروریزی است دیگر. بله مشخص است. مولایی احساس بکند بندهاش رفته از دم یک منزل دیگر غذا گرفته است ناهار خورده است. مولایی احساس کند بندهاش رفته است از یک جا پول قرض کرده است خب این چه است؟ این خیلی آبروریزی دارد دیگر.
حالا ما داریم مفت و مجّان این عزّت الهی را زیر پا لگد میکنیم له میکنیم پیش هر کس و ناکس سر میآوریم. هر جایی تملّق میکنیم و به هر امر و نهی ای بله میگوییم، بله، بله و زهرمار، بله یعنی چی؟ یکدفعه هم بگو نخیر، چطور میشود؟ یکدفعه هم بگو نه! دو نفر بگویند نه، سه نفر بگویند نه، چه بله بله بله؟ بله و کوفت، إِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ، خدا این عزّت را در بندهاش قرار داده است، گفته بندهی من! این عزّت عزّتی است که تنها و مجّان به دست نیاوردی، عزّت من در وجود توست. چرا داری به رایگان این عزّت را این ور و آن ور خرجش میکنی؟ چرا؟ چرا داری به واسطهی این خرج کردنها، آن سرمایه و آن واقعیت بکر و دست نخوردهایی که در وجود توست و به واسطه آن واقعیت میتوانی تو به من برسی چرا داری آن را از بین میبری؟ چرا داری از مایه میخوری؟ چرا کیسهات را سوراخ کردی؟
- سوره يونس (١٠) آيه ٦٥.

