اهمیت حال نیاز و فقر دائمی درسالک
2أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ اللَه الرَّحمَنِ الرَّحیم
وصلَّى اللَه عَلَى سیدنا و نبینا أبىالقاسم مُحَمّدٍ
وعلى آله الطّیبین الطّاهرین و اللعنة عَلَى أعدائِهِم أجمَعینَ
وَ أنّ فِی اللَهفِ إِلَی جُودِک وَ الرِّضَا بِقَضَائِک عِوَضاً مِنْ مَنْعِ الْبَاخِلِینَ وَ مَنْدُوحَةً عَمَّا فِی أَیدِی الْمُسْتَأْثِرِین.
خدایا به درستی و به تحقیق و واقعاً و جدّاً و حقیقتاً من به این مطلب رسیدهام که در نابه و استنابه به جود و رحمت و بخشش تو و راضی بودن به قضاء تو، عوض از منع آن کسانی که بخل میکنند را مییابم و به دست میآورم به جای اینکه سراغ افراد باخلین بروم افراد ممسک بروم، افرادی که در اعطاشان چه اعطاء مالی، یا اعطاء علمی، یا اعطاء مقام و موقعیت، مسائلی غیر از توحید را در نظر میگیرند و افکار آنها براساس مادّه و مادّیات و اعتبارات و زد و بستها و باند بازیها و روابط و توغّل در کثرات و شهوات و هواها دور میزند، از هر گروه و هر صنف. به جای اینکه سراغ اینها بروم سراغ تو میآیم و به این مطلب رسیدهام و «انَّ» به درستی که انَّ برای تحقیق میآید دیگر «وَ مَنْدُوحَةً عَمَّا فِى أَیدِى الْمُسْتَأْثِرِینَ» و خود را در بینیازی میبینم، در فراغت و بینیاز، بینیاز بینیاز از آنچه که در دست افراد دنیا طلب و خود محور که منافع خود را میخواهند و توجهی دیگر به اطرافیان و هر کس دیگری ندارند. خود را من در این باب، در بینیازی میبینم، نیاز ندارم، نیاز نیست، احتیاج نیست. کسی که بینیاز است این دیگر به دست این و آنکه نگاه نمیکند.
کسی که بینیاز است دیگر روابط خودش را براساس این گونه مسائل قرار نمیدهد. کسی که بینیاز است دیگر در مسائل و ارتباطات این ملاکها را معیار قرار نمیدهد همیشه در ارتباط با خود و خارج از خود این دو جنبه را ملاحظه میکند، در معیار با خود همیشه خود را نیازمند میبیند هر وقتی که ما احساس کردیم در ارتباط با خودمان بینیاز هستیم باید به فکر چاره بیفتیم در ارتباط با خود و مسائل شخصی خود، هر وقت احساس کردیم محتاج هستیم نیازمند هستیم که حالا خب حضرت سجّاد مورد نیاز را بیان میکنند دیگر و طرف نیاز را حضرت بیان میکند هر وقت احساس کردیم ما بینیاز هستیم.

