اهمیت حال نیاز و فقر دائمی درسالک
3من چند سال خدمت مرحوم آقا بودم چند سال خدمت افراد دیگر، بزرگان را که دیدیم قطعاً از همهی شما بیشتر، دیگر این مسئله واضح است دیگر، گرچه خب منظور فقط در خدمت بزرگان بودن است. و الّا از نقطهی نظر بهرهگیری که واویلا است چه عرض کنم. همین چند روز پیش با بعضی از افراد [که] از بعضی از جاها آمده بودند یک صحبتی کردم. من به ایشان این را گفتم، بینی و بین اللَه، بینی و بین اللَه، الآن هم به شما دارم همین را میگویم و خدا میداند که گمان نمیکنم خلاصه خلاف بگویم إنشاءاللَه که اگر خلاف است خودش حالا در درجه و مرتبه خودش چیز کند. بینی و بین اللَه به همان مقدار که در زمان مرحوم آقا خودم را محتاج به دستگیری میدیدم الآن هم همان مقدار است هیچ کم نشده است. یعنی یک سر سوزن از وضعم و حالم نسبت به آن موقع، بدتر هم شده، بدترش را حالا دیگر، ولی کم نشده است. غیر از این باشد غلط است چرا؟ انسان در ارتباط با خدا که شوخی ندارد ما با هر کسی توی این دنیا شوخی داشته باشیم سر هر کسی را بخواهیم کلاه بگذاریم بالأخره فردایی است اینطور نیست که نباشد بگوییم و بزنیم و برویم و تمام شد! نه! حالا دیر و زود دارد.
بالأخره خدا به اندازهی کافی سرطان درست کرده است، ایدز درست کرده است، تصادف درست کرده است مرضها درست کرده است، سکتههای قلبی درست کرده است خلاصه از موی سر گرفته تا ناخن پا، مرض وجود دارد. میکروب از ناخن پایش رفته بود بیچاره را کشته بود، از ناخن پایش! دیگر شما ببینید نیازی به فرض کنید که انفاکتوس و سکتههای مغزی و قلبی و اینها نیست یک میکروب رفته بود، آقا کشته بودش، کزاز گرفته بود کشته بود، مرده بود. خبر که نمیکند، هر کی را توی این دنیا بتوانیم سرش را کلاه بگذاریم به یک جوری خود را جور دیگری نشان بدهیم برای افراد به قسم دیگر، سر خودمان را دیگر نمیتوانیم کلاه بگذاریم، واقعاً ما در باطن خود و در نفس خود و در دین خود و در شریعت خود و در ارتباط با خدای خود و در کمالات مترتبه بر استعدادات وجودی خود نیازمند نیستیم؟ دیگر بینیاز هستیم؟ یعنی اگر همینطوری ما را ول کنند بگویند که آقا خودت میدانی، میگویم خب بسیار خب ما به همین کیفیت وضع خوبی داریم حال خوبی داریم اگر یک چنین احساسی داشته باشیم زنگ خطر است اگر یک چنین احساسی برای ما باشد.

