در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

لزوم ابتهال وتضرّع انسان فقط در قبال پروردگار متعال

14092
سال 1423
نسخه عربی

لزوم ابتهال وتضرّع انسان فقط در قبال پروردگار متعال

9
  • من یادم است این بنده خدا رفت در حرم و اصلًا به‌طور كلّی بنا را بر این گذاشت كه اصلًا متعرّض این شخص نشود و هر كاری این كرد انجام بدهد. هر كاری كرد كرد. بعد كم‌كم این قضایا همه نسیاً منسیا شد چه شد و این‌ها، تا اینكه آن شخص مبتلا و گرفتار شد، گرفتار شد یعنی از اوج قدرت و اوج عزّت و اوج شوكت به حضیض ذلّت و پستی و دنائت و گرفتاری و ضیق و مشقّت و حبس و زجر و ضرب و جرح، هر چه شما بخواهید تصوّر كنید، آمد.

  • چرا؟ چون آن قدرت، قدرت الهی نبود آن قدرت، قدرت شیطان بود. آن عزّت عزّتی الهی نبود، آن عزّت عزّت نفس و توغّل در كثرات بود. از آن شوكت و این‌ها در آمد آن قدرتی كه مال قدرت كثرات است همان كثرت می‌آید یك روز به ذلّت می‌اندازدش.

  • مگر عمر سعد نبود، عمر سعد فرمانده لشگر ابن‌زیاد بود به همان دستور ابن‌زیاد آمد فرماندهی كرد و آمد پسر پیغمبر را كشت همین ابن‌زیاد آمد آن نامه ری و نامه استانداریش را پاره كرد ریخت‌ جلویش، گفت بفرمایید. گفت من دادم بده ببینم نامه را بده ببینم، نامه را گرفت و ریز ریز كرد گفت بفرمایید. حالا چه كار می‌كنی؟ می‌خواهی چه كار بكنی؟ این هم دیوانه شد زد به سرش، می‌رفت منزلش می‌آمد می‌رفت تو حمام، دوباره از حمام درمی‌آمد می‌رفت تو خانه‌اش، دوباره درمی‌آمد می‌رفت این، همش از تو حمام می‌آمد می‌رفت تو.1

  • این شوكت، شوكت چه است؟ شوكت شیطانی است همان شوكت شیطانی می‌آید این را به حضیض ذلّت می‌آورد و بعد با همان چه كه با او به افراد تهمت می‌زد با همان هم از این دنیا رفت. به همان وضع و به همان كیفیت.

  • تو با خدای خود انداز كار و دل خوش‌دار *** كه رحم اگر نكند مدّعی خدا بكند 2
    1. بحار الأنوار، ج ٤٥، ص ٣٣٧.
    2. ديوان حافظ- غزليات- شماره ١٨٧:
      طبيب عشق مسيحادم است و مشفق ليك *** چو درد در تو نبيند كه را دوا بكند