لزوم ابتهال وتضرّع انسان فقط در قبال پروردگار متعال
4فردا این عالم آمد در مجلس درس و شروع كرد قشنگ تقریر كردن، یك تقریر حسابی مانند یك شخص كاملًا وارد به ریاضیات این مسئله را حل كرد و اینها شاگردش خیلی اوضاعش به هم ریخت، آمد و گفتش كه آقا شما اینها را از كی یاد گرفتی؟ گفت ما خلاصه مسئلهمان از جای دیگر حل شد و نیازی به شما دیگر پیدا نكردیم، دیگر با وجود این مسئله.1
نقل میكنند از مرحوم علّامه طباطبائی، این قضیه را خود مرحوم آقا برای بنده نقل كردند به این كیفیتی كه من عرض میكنم البتّه غیر از این قسم هم نقل شده است من در بعضی از كتابها جور دیگر دیدم ولی آنطوری كه مرحوم آقا نقل كردند این است. مرحوم علّامه خب ایشان مرد بسیار عالمی بود دیگر، دانشمند بود، در فنون مختلف وارد بود. حتّی در علوم غریبه هم كار كرده بود و افرادی كه با ایشان در همان موقع محشور بودند برای ما حكایاتی از همین علوم غریبه هم نقل میكردند جلساتی هم داشتند جلسات سرّی هم داشتند با یك عدّه خاصّی، و در آن جلسات مسائل پیچیده، مسائل غیرعادی و استمداد از بعضی از ارواح و بعضی از مسائل در آنها هم مطرح میشد. خلاصه ایشان در این مطالب و اینها مرحوم علّامه در این قسمتها هم بوده گرچه خب مرحوم آقا رضوان اللَه علیه راه و روششان شاید با این مطلب یك قدری اختلاف داشته باشد. ایشان میفرمودند: مرحوم علّامه به من در همان ایام طلبگی این قضیه را گفتند: كه من وقتی كوچك بودم و درس مكتب میرفتم در همان تبریز، سیوطی میخواندیم و من درس را نمیفهمیدم، نمیفهمید یعنی اگر تمام افراد در كلاس، درس را متوجّه میشدند من متوجّه نمیشدم و من از این قضیه روزها رنج میبردم و میدیدم بقیه میفهمند اشكال میكنند استاد جواب میدهد ولی من نمیفهمم خجالت هم میكشم حالا بیایم به استاد بگویم آقا من این را نفهمیدم، میگوید آقا همه فهمیدند دیگر شما چرا؟
- قصص العلماء از تنكابنى

