در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت توحید بر اساس داستان حضرت هاجر

14269
سال 1423
نسخه عربی

حقیقت توحید بر اساس داستان حضرت هاجر

6
  • «آقای آقا سید محمّدصادق لواسانی از طرف ایشان در فلان جا وکیل هستند، این مبلغ را ببرید به ایشان بدهید.»

  • او هم خیلی خجالت کشید و رفت سر جایش نشست. بعد موقعی که خواستند بروند من در آنجا ایستاده بودم -این قضیّه را یکی از رفقای دیگر هم شنیده است- وقتی که خواست ایشان برود (نکته اینجاست) آهسته در گوشش گفتند:

  • «اسم مرا هم نیاورید!»

  • التفات کردید؟! «اسم مرا هم نیاورید!» خب مشخص است که چرا ایشان به این قسم رد کردند، لابد رفقا متوجّه شدند قضیّه را! اما نکته مهمّ در این است که آهسته گفتند: «اسم مرا هم نیاورید.» چرا؟! درحالی‌که افراد دیگر می‌گویند سلام ما را هم خدمتشان برسانید التماس دعا هم بگویید. بله! چرا؟

  • چون ایشان توحیدش خالص است. اینکه نمی‌خواهد خودش را مطرح کند. ولی بقیّه نه! اگر هم یک چیزی حواله می‌دهند، ده تا هم از آن طرف طلب می‌کنند، به عبارتی این به چه معنای است؟ بِده‌بِستان! این شخصی که می‌خواهد برود منزل شخص دیگر، از آن طرف هم او می‌خواهد این[فرد میزبان] بلند شود و در روضۀ او بیاید؛ والاّ بلند نمی‌شود همین‌طور برود. این کسی که یک مرید را می‌فرستد برای فلان مسجد، از یک طرف هم می‌خواهد او در جلسۀ مسجدی، جشنی، عقدی، مجلسی و مسئله‌ای، او دوباره برگردد و شرکت کند. او هم دوباره این قضیّه را انجام بدهد! ولی آن کسی که هدفش و راهش خدا است دنبال این حرف‌ها نیست. آقا برو بده اسم من را هم نیاور، ابداً! آن وقت این راه می‌شود راه توحید. راه عرفان و توحید این است. انسان را از زوائد خالی می‌کند، انسان را از حشو و تخیّلات و از جوانب بیرون می‌آورد.

  • مقام توحیدی حضرت هاجر

  • چرا ما باید از حضرت هاجر تبعیت کنیم؟ چرا باید تبعیت کنیم؟! چرا باید به دنبال او برویم؟! کاری که حضرت هاجر کرد معنایش یعنی چه؟ یعنی هفت مرتبه به دنبال آب رفت، آب یعنی مایۀ حیات، آب یعنی مایۀ زندگی، آب یعنی مایۀ نشاط، آب یعنی مایۀ رشد. کسی که آب نخورد بعد از چند روز می‌میرد، فوت می‌کند. انسان ممکن است برای غذا بتواند صبر کند ولی برای آب که نمی‌تواند صبر کند، از بین می‌رود. پس آب مایۀ حیات است، آب مایۀ زندگی است. حالا این حضرت هاجر که برای فرزندش به دنبال این آب حیات رفت، چه کرده بود؟ در چه حالی بود؟ در چه وضعی بود که ما هم باید عمل او را سَمبل قرار بدهیم! ما هم همین کار را باید انجام بدهیم! چرا؟!