امیرالمومنین علیه السلام آینۀ تمام نمای حضرت حق
5یک روز امیرالمؤمنین علیه السّلام در بین راهی خوابیده بودند و گرد و غبار هم آمده و به صورت امیرالمؤمنین نشسته بود، پیغمبر سراغ امیرالمؤمنین آمدند، با پا زدند و فرمودند: «علی برخیز! برخیز! یا أباتُراب چرا اینجا خوابیدهای؟!» حضرت برخاستند، پیغمبر فرمودند: «یا علی، من تو را برای خود گذاشتم؛ أنتَ أخی فی الدُّنیا و الآخِرَة.»1 و با آن حضرت عقد اخوّت بستند.
بعد از رحلت حضرت رسول خدا صلّی اللَه علیه و آله و سلّم که امیرالمؤمنین را به مسجد آوردند و آن قضایا اتّفاق افتاد، امیرالمؤمنین علیه السّلام با ابوبکر بیعت نکردند، و عمر گفت: «اگر تو بیعت نکنی گردنت را میزنیم!» حضرت فرمودند: «بنابراین گردن بندۀ خدا و برادر رسول خدا را میزنی.»
عمر گفت: «عبودیّتت را نسبت به خدا قبول داریم، امّا اُخوّتت را نسبت به رسول خدا نه!»2
و همۀ شیعه و سنّی نوشتهاند که هیچکس انکار اخوّت امیرالمؤمنین را نکرد جز عمر، درحالتیکه مانند آفتاب روشن بود3 و پیغمبر فرمودند که: «انکار اخوّت تو را نمیکند مگر شخص مجاحد!» یعنی: منکر و کافر.
حجّیت امیرالمؤمنین بر جمیع خلایق
و حُجَّتِکَ عَلیٰ خَلقِک؛ «و امیرالمؤمنین حجّت توست بر تمام خلق.»
آنچه را قابل احتجاج است، حجّت میگویند؛ مثلاً انسان را برای محاکمه میآورند در محکمه و میگویند: حجّت و دلیل خودت را بگو، که چرا این کار را کردی؟! به دلیلی که انسان میآورد، حجّت میگویند. أعمال افراد بشر با أعمال امیرالمؤمنین تطبیق داده میشود و در روز قیامت خدا به أعمال امیرالمؤمنین احتجاج میکند؛4 یعنی بر اساس فرمان ولایت و أعمال امیرالمؤمنین مؤاخذه میکند.
برای شما حجّت قرار دادم: یعنی امر او امر من، و نهی او نهی من است. پادشاهی که مسافرت میکند یک نفر را جای خودش میگذارد و میگوید که امر او امر من و فرمانش هم فرمان من است، من که برگردم مطابق فرمان این از شما مؤاخذه میکنم؛ این را میگویند: حجّت.
- کشف الغمّة، ج ١، ص ٣٢٧؛ بحار الأنوار، ج ٣٨، ص ٣٤٧؛ تفسیر نور الثقلین، ج ٣، ص ٦٢٤.
- الإمامة و السیاسة، ج ١، ص ٣٠.
- جهت اطّلاع بیشتر پیرامون انکار عمر نسبت به اخوّت امیرالمؤمنین با رسول الله صلوات الله علیهما رجوع شود به امام شناسی، ج ٢، ص ١٩٨.
- رجوع شود به معاد شناسی، ج ٨، ص ١٧٢؛ أنوار الملکوت، ج ٢، ص ١٣٨.

