امیرالمومنین علیه السلام آینۀ تمام نمای حضرت حق
3گفتم: چه حادثهای پیدا شد؟ قَسم به خدا، شما در مقابل پروردگار خیانت و جنایت کردید! رفتید در مقابل رسول خدا با امیرالمؤمنین بیعت کردید، بعد میگویید: «حدَثَ حادِثٌ و وَقَعَ واقعٌ!»
خلاصه، من را زدند و از مسجد بیرون کردند.
این روایت را سنّیها نقل میکنند و در تواریخ اهل تسنّن ذکر شده است.1
وصیِّ رَسولِ رَبِّ العالَمین؛ «خدایا درود خود را بفرست بر علی که امیرالمؤمنین و وصیّ رسول ربّ العالمین است.»
وصی به آن کسی میگویند که بعد از انسان به وصایت و سفارش او، متکفّل امور انسان شود.
اگر نظر آقایان باشد ما پنج سال پیش، در آن سال اوّلی که در ماه مبارک رمضان بنا بود از ولایت صحبت کنیم، چند مطلب را مفصّل بیان کردیم؛ یکی اخوّت حضرت بود و یکی راجع به وصایت امیرالمؤمنین علیه السّلام. شاید هفت، هشت و یا ده جلسه با طرق مختلف، روایاتی که در اینباره از شیعه و سنّی نقل شده است: «وَصیُّ رَسولِ اللَه، سَیّدُ الوَصیّین، سَیّدُ الأوصیاء، خاتَمُ الوَصیّین، خاتمُ الأوصیاء» که پیغمبر آن حضرت را به عناوین مختلف و در موارد مختلفی به عنوان وصی یاد کردند، و همچنین در خصوص فقراتی که به آن حضرت وصیت کردند، مفصّل صحبت کردیم. و بنده این مطالب را که بیش از هفتاد، هشتاد صفحه است، نوشتهام.2
تقدّم مقام عبودیّت بر مقام ولایت
عَبدِکَ و وَلیِّکَ؛ «او بندۀ تو و ولیّ تو است.»
اینجا عبد بر مقام ولایت مقدّم شده است، همانطور که آنجا فرمودند: «مُحَمَّدٍ عَبدِکَ و رَسولِک.»
آنجا مقام عبودیّت مقدّم بر رسالت بود، اینجا مقام عبودیّت آن حضرت مقدّم بر ولایت است؛ یعنی اوّل عبودیّت است و بعد ولایت.
عَبدِکَ: معنای عبد را سابقاً بیان کردیم. و وَلیِّک: ولیّ تو؛ ولیّ تو: یعنی صاحب اختیار از طرف تو و نافذ الأمر در تمام عالم وجود به اراده و اختیار تو. این میشود ولی، که لازمۀ مقام عبودیّت است. عبودیّت: یعنی فناء مطلق؛ و لازمۀ فناء مطلق، تجلّی تمام انوار پروردگار است؛ و لازمۀ تجلّی انوار خدا، افاضۀ فیض است بر عالم وجود، از ناحیۀ قلب ولیّ خدا.
- جهت اطّلاع بیشتر پیرامون روایت بریدۀ أسلمی و ایراد او بر خلافت ابابکر رجوع شود به امام شناسی، ج ٨، ص ١١١ ـ ١١٤.
- جهت اطّلاع بیشتر پیرامون وصایت امیرالمؤمنین از جانب رسول خدا صلوات الله علیهما رجوع شود به امام شناسی، ج ٢، ص ٢٠٣ ـ ٢٧٥.

