حقیقت صراط در قیامت
6پس خدا را حمد میکنیم و میگوییم: بهبه! خدایا، تو همه چیز هستی، این همه قدرت داری، ما را از مراحل مخوف نجات دادی، از پرتگاهِ درّۀ هلاک و مرگ رهانیدی، امور ما را هنیء و گوارا کردی، و هرچه به ما میدهی، موهبت و عطاست؛ و خرید و فروش نیست.
اگر خدا میخواست، هر چیزی را که به انسان میداد، در مقابل پاداش میداد و میگفت: آقا جنسی را که میدهم، به شما میفروشم! مثلاً این آبی را که میدهم میخوری، به شما میفروشم، لاأقل در مقابلش مثل این آب را باید به من بدهید. پس دیگر انسان آب را نخورَد، و همان آبی را که میخواهد بخورد، پس بدهد! یا باید در مقابل نفَسی که میکشید، به من چیزی بدهید! آنوقت اگر خدا میخواست از انسان پاداش بگیرد وضع چطور میشد؟! پس دارد همهاش را مجّانی میدهد. کسی هم نمیتواند پس بدهد!
طریقۀ حمد و تسبیح پروردگار
و أذکُرُهُ مُسَبِّحًا؛1 «من خدا را با تسبیح یاد میکنم.»
یعنی هم او را حمد میکنم و هم تسبیح، هم او را تحمید میکنم و هم میگویم که عیب و نقصی نداری؛ ذکرم با تسبیح است و ثنایم با حمد. میگویم: «سُبحانَ ربِّیَ الأَعلیٰ و بِحَمدِه؛ یعنی من تسبیح میکنم و تسبیحم را ملازم و مقارن با حمد قرار میدهم.» او را از عیوب مبرّا میدانم و به صفات کمال، ملبَّس.
حمد میکنم او را بر این نعمتهایی که داده است، و او را تسبیح میکنم بر اینکه این خدا خواب نیست، عاجز نیست، جاهل نیست، و تمام این نعمتهایی را که به ما داده در عین علم و قدرت و اختیار داده است؛ پس این خدا سزاوار حمد است، خدایی که هرچه به انسان میدهد، مجّانی میدهد و توقّع پاداش هم ندارد.
اَلحَمدُ للّه الّذی لا یُهتَکُ حِجابُه و لا یُغلَقُ بابُه؛ «حمد اختصاص به خدا دارد، خدایی که حجابش پاره نمیشود و درش بسته نمیشود.»
- همان.

