در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت صراط در قیامت

13950
جلسات
نسخه عربی

حقیقت صراط در قیامت

2
  •  

  •  

  • أعوذُ بِاللَه مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم

  • بسم اللَه الرّحمٰن الرّحیم

  • و صَلَّی اللَه عَلیٰ محمّدٍ و آلِهِ الطّاهِرین

  • و لعنَةُ اللَه عَلیٰ أعدائِهِم أجمَعینَ مِنَ الآنَ إلیٰ قیامِ یومِ الدّین

  •  

  •  

  • فَکَم مِن مَوهِبَةٍ هَنیئةٍ قد أعطانی؛1 «چه بسیار از بخشش‌های گوارایی که به ما داده‌ای!»

  • معنای هنیء

  • دیدید بعضی اوقات که خسته هستیم، هوا هم خیلی خیلی گرم است، و تشنگی هم این‌قدر شدید است که می‌خواهد ما را از پا در بیاورد ـ نمی‌دانم برای شما ‌چنین حالی پیدا شده یا نه؟ ممکن است برای کسی یک‌چنین حالی پیدا نشود ولی برای من کراراً پیش آمده است؛ در بعضی از سفرهای فصل تابستان، یک تشنگی‌های خیلی خیلی زیاد، تا حدّی که می‌خواهد انسان را از پا در بیاورد! ـ آن‌وقت اگر در این حال کسی یک کاسۀ آب یخ به انسان بدهد، این آب یخ را که انسان می‌خورد، چه اثری روی آن تشنگی او می‌گذارد؟! و در آن حال، چقدر این آب برای او گوارا است! این آبی که حیات‌بخش است؛ یعنی معادل با زندگی است و به انسان زندگی می‌دهد. این را می‌گویند: هنیء و گوارا. چه بسیار از این قسم بخشش‌هایی که خدا به انسان کرده است! مرض‌هایی داشتیم تا سر حدّ موت، برگردانده است؛ گرفتاری‌هایی داشتیم که به بن‌‌بست برخورد می‌کردیم، باز کرده است؛ راه و روشی که انسان داشت و یک راه و روش خطرناکی بود و اگر در آن راه و روش می‌ماند مسلّماً اهل معصیت و اهل زندقه و اهل کفر بود، خدا راه را تغییر داد و انسان را در صراط عدالت و ایمان قرار داد. همۀ اینها نعمت‌های خداست و گواراست؛ یعنی بر روح می‌نشیند. وقتی راه معصیت بسته شد و به راه طاعت تبدیل شد، این طاعت برای او گوارا است؛ چون طاعت با روح انسان مناسبت دارد. مثل قبیته و حریره‌ای که انسان اوّلِ افطار می‌خورد. اوّلِ افطار شیری داغ می‌کنند و حریره‌‌ای درست می‌کنند؛ اوّلِ افطار برای انسان نان خشک با جوز قند2 نمی‌آورند که دندانش دوتا شود و یا گلوی انسان را بگیرد! طاعت هم با روح انسان مناسبت دارد، یعنی غذایی است راحت‌الحلقوم؛ امّا معصیت حکم چیزهایی دارد که گلو را می‌خراشد و پاره می‌کند.

    1. الإقبال، ج ١، ص ١٤٠، فقراتی از دعای شریف افتتاح.
    2. لغت‌نامۀ دهخدا: «جوزاغند: شفتالوی خشک کرده را گویند که مغز گردکان در میان آن آکنده باشند. ... جوزاغند و آن را به تصحیف، جوزقند گویند.»