در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت صراط در قیامت

13950
جلسات
نسخه عربی

حقیقت صراط در قیامت

5
  • شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل***
  • ***کجا دانند حال ما سبکباران ساحل‌ها؟!1
  • آن وقتی که انسان در آن دریای طوفانی و موج و ابر و تاریکی قرار گرفته و کشتی در گرداب افتاده و هر آنْ در شُرُف غرق شدن است و مرگ را جلوی چشم خود می‌بیند که اگر هم بمیرد، دیگر کسی او را غسل نمی‌دهد، کفن نمی‌کند، نماز نمی‌خواند، بلند لا‌ إله ‌إلاّ‌ اللَه نمی‌گویند، مراسم تشییع جنازه انجام‌ نمی‌گیرد، باید در دریا بیفتد، و ماهی‌ها منتظرند که فوراً او را تکّه‌تکّه کنند و بخورند و قبر او در دل این ماهی‌ها واقع می‌شود، اگر در آن وقت این کشتی استوار، به‌سلامت به کنار ساحل بیاید و انسان پایش را روی خاک بگذارد و بگوید: «الحمدُ للّه!» این می‌شود مَوهِبةٍ هَنیئَةٍ؛ عیناً مانند آن آب سرد می‌ماند! چقدر خدا از این مواهب نشان داده است! إلی ما شاء ‌اللَه.

  • و عَظیمةٍ مَخوفَةٍ قد کَفانی؛ «چه بسیار کارهای مشکل و سخت و پیش‌آمد‌های ناگواری که خدا آدم را گذرانده و خودش کفایت کرده است.»

  • و بَهجَةٍ مُونِقَةٍ قَد أرانی؛ «چه بسیار مناظر قدرت، آیات خوش، چیزهای دلرُبا و دل‌فریب و روائع و مناظری مُعجَب که موجب خوشایند انسان بوده، و خدا به انسان نشان داده است!»

  • وصول موجودات عالم امکان به نهایت درجۀ کمال خود با دعا و حمد پروردگار

  • بنابراین سزاوار است که ما خدا را ثنا کنیم و بگوییم عجب خدای خوبی هستی!

  • فأُثنی عَلَیه حامدًا؛2 «پس من چنین خدایی را ثنا می‌کنم از روی حمد؛ (یعنی او را تعریف و تمجید می‌کنم.)»

  • خدا نعمت‌هایی داده است که قابل پاداش نیست، بخشش‌های گوارایی داده است که نمی‌توانیم به خدا برگردانیم، و ما را از مهالک و مهمّاتی کفایت کرده و نجات داده است که نمی‌توانیم تلافی کنیم. چه بسیار مناظر خرّمی که با آیات خوش به انسان نشان داده است، که از ما ساخته نیست تلافی کنیم!

  • ما همۀ این چیزهای خوب را از خودمان می‌شماریم؛ آن‌وقت می‌خواهیم چه کار کنیم؟! «فَأُثنی عَلَیهِ حامِدًا»، فقط می‌گوییم: به‌به، خدایا کار خوبی کردی! آخر از ما که بیش از این بر‌نمی‌آید! نهایت درجۀ کمال ما این است که یک ثنایی کنیم؛ این نهایت درجۀ کمالِ یک موجود ممکن است! ما نمی‌توانیم پا از دایرۀ این کار فراتر بگذاریم و خودمان را به مقام وجود برسانیم.

    1. دیوان حافظ، غزل ١.
    2. الإقبال، ج ١، ص ١٤٠، فقراتی از دعای شریف افتتاح.