حقیقت صراط در قیامت
3چه بسیار از بخششهای گوارایی که خدا در مدّت عمر به ما داده است! از آن وقتی که متولّد شدیم تا به حال، شب و روز، به صورتها و کیفیّات مختلف، در این نعمتها و بخششها هستیم. و آدم نمیفهمد چیست و اصلاً دارد از کجا میآید! واقعاً نمیفهمد ها!
امروز بیست و یکم ماه رمضان بود، و من در خودم احتمال نمیدادم بتوانم ماه رمضان صحبت کنم؛ نه شب و نه روز. آن وقتی که روزه نمیگرفتیم هم حالم مساعد نبود و قوّه نداشتم؛ حالا که ماه رمضان است و روزه هم میگیریم، داریم صحبت میکنیم و خسته هم نمیشویم و از پا هم در نمیآییم! خودمان هم تعجّب میکنیم! من امروز روی منبر تقریباً یک ساعت و بیست دقیقه صحبت کردم! بعد از اینکه مرشد اکبر خواند، من دیدم یکچنین قوّهای دارم که اگر این مقدار بخواهم صحبت کنم، حاضرم! درحالیکه قبل از ماه رمضان اصلاً احتمال نمیدادیم؛ میدیدید که بنده گاهاً حال نداشتم و بعضی شبهای سهشنبه نمیآمدم، یا میآمدم و یک خرده قرآن میخواندیم و حال صحبت کردن نداشتم و بلند میشدیم، میرفتیم. این مدد از خداست، نه از ما.
خدا میخواهد به آدم نشان دهد که سفت کردن و شل کردن، دست من است. اگر من چیزی بدهم، همه کاری میکنی؛ و اگر رها کنم میمیری! اگر یک سوزن به این بادکنکی که پر از باد است بخورد، بادش خالی میشود! این ماشینهای کنار خیابان، وقتی بچّهها با آن بازی میکنند، یک فیسی میکند و چرخها میخوابد، بعد از مدّتی صاحب ماشین میآید و میگوید: ای وای چرخها خوابیده است! دیگر نمیداند که بچّهها بازی کردهاند. این قدرت و تمام این منیّتها یک فیسی میشود و از بین میرود. همۀ این مددها از ناحیۀ خدا است.
تدوین حقیقت عالم مادّه بر اساس تزاحم
انسان یک موجودی است که تمام عالم و تمام کائنات دشمن او هستند؛ چون این عالم مادّه، بر اساس تزاحم است. عیناً مانند حیواناتی که در بیابان هستند و همه میخواهند برای ادامه معاش خود، همدیگر را پاره کنند، همۀ مردم و حیوانات و اینها نیز در عالم و اجتماع، داعی دارند بر اینکه انسان را از بین ببرند و همه با وجود و حقیقت هستی انسان، دشمن هستند و اگر دستشان برسد، این کار را میکنند!! ولی خدا انسان را در میان هزاران دشمن حفظ میکند.

