در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

قرب پروردگار به انسان در عین بعد

14203
جلسات
نسخه عربی

قرب پروردگار به انسان در عین بعد

7
  • از اینهایی که صورت ندارند بگذریم، خود انسان به طریق أولیٰ بالاتر است و قابل صورت نیست و صورت ندارد؛ نه اینکه آدم صورت دارد و نمی‌تواند ببیند، اصلاً حقیقت انسان شکل و صورت ندارد تا اینکه انسان بتواند ببیند!

  • قابل رؤیت نبودن حقیقت نفس

  • پس آن‌قدر این حقیقت انسان از او دور است که هرچه آدم می‌خواهد آن را ببیند، نمی‌تواند. آدم می‌خواهد با چشم، با گوش، با زبان،‌ با دست و با پا خودش را لمس کند و به وجود مبارک خودش دست بزند و آن را ببیند؛ دست می‌زند ولی دستش به دست می‌خورد، به پا می‌خورد، به گوش می‌خورد، امّا دست به خود آدم نمی‌خورد، کما اینکه شما شجاعتتان را نمی‌توانید دست بزنید. انگشتتان را می‌توانید دست بگیرید، امّا شجاعتتان را نمی‌توانید دست بگیرید! سخاوتتان را هم نمی‌توانید دست بگیرید! قابل دست گرفتن نیست! خود آدم هم قابل دست گرفتن نیست و قابل تصوّر کردن هم نیست که فکر آدم برود دنبالش و آن حقیقت را تصوّر کند. پس این‌قدر دور است که هر چه کار کند و بدود و بخواهد صیدش کند و حقیقت مطلب شخصیّت را بگیرد و در صُقع ذهن و زاویۀ فکر جا بدهد، نمی‌شود.

  • دقیقاً مانند هوا می‌ماند؛ شما نمی‌توانید این هوا را مشت کنید و بگیرید و بیاورید! الآن در این مسجد هوا هست یا نه؟ اگر نباشد که ما نمی‌توانیم تنفس کنیم؛ هست امّا هوا به مشت نمی‌آید. منیّت هم صیدِ فکر و خیال نمی‌شود. پس این منیّت این‌قدر دور است که «بَعُدَ فَلا یُریٰ»، دیده نمی‌شود؛ و از طرفی این‌قدر نزدیکِ نزدیک است که از هر کس بپرسند آقا چه کسی از همه به شما نزدیک‌تر است؟ می‌گوید: خودم! نمی‌گویید؟! چه کسی را در دنیا پیدا کرده‌اید که بتوانید بگویید او از حقیقت من به من نزدیک‌تر است؟! پدر انسان هم از خود انسان به انسان نزدیک‌تر نیست، مادر انسان، برادر انسان، فرزند انسان، عیال انسان، مال انسان، ریاست انسان، شخصیّت انسان، همۀ اینها به‌واسطۀ خود انسان به انسان وابسته‌اند و بستگی دارند؛ امّا خود انسان بستگی‌اش به خود انسان واسطه نمی‌خورد. این کتاب دعا به‌واسطۀ این رحل، قائم است بر روی زمین؛ امّا رحل که به‌واسطۀ این کتاب قائم نیست، رحل به خودی خود قائم است. بنابراین موجوداتی که به انسان تعلّق دارند، به‌واسطۀ حقیقت انسان به انسان مرتبطند؛ امّا حقیقت خود انسان که به انسان مرتبط است، به‌واسطۀ خودش است و ذاتی است، و الذاتیُّ لا یُعَلَّل.1

    1. الله شناسی، ج ٣، ص ١٦٥:
      «از اینجاست که حکما فرموده‌اند: ”الذّاتیُّ لا یُعلَّل“؛ اموری که از آثار و لوازم غیر منفکّۀ ذاتِ چیزی هستند، برای وجودشان دنبال علّتی نباید رفت، و از چون و چرای آن نباید تفحّص نمود.»