قرب پروردگار به انسان در عین بعد
6بعضی چیزها را انسان در دنیا اصلاً ندیده است، امّا میتواند مثلاً در قوّۀ خیالش شکل و صورت برای او بسازد؛ مثلاً یک هواپیمایی که صد تا موتور داشته باشد و دویست تا بال داشته باشد و صد هزار نفر آدم در آن جا بگیرد، تا به حال ساخته شده است؟ نه! امّا شما میتوانید تصوّرش کنید؛ الآن یک هواپیما تصوّر کنید که زیرش صد تا چرخ است و دویست تا بال دارد و روی هر بالش هم دو تا موتور است، که جمعاً چهارصد تا موتور میشود. انسان نمیتواند تصوّر کند؟! بله، میتواند، کاری ندارد. این شخص نجّاری که اوّل در ذهنش نقشه میکشد، بعد این نقشه را پیاده میکند، در میسازد، کمد میسازد و چیزهای دیگری میسازد؛ آن نقشه که از اوّل در خارج نبود، اوّل در ذهنش میکشد، بعد در خارج موجودش میکند. این هواپیما را هم انسان در ذهنش نقشهاش را میکشد و تصوّر میکند، بعد در خارج میسازد. امّا تصوّر کردنش محال نیست؛ زیرا چیزی است که از جنس صورت است و هر چیزی که از جنس صورت باشد قابل تصوّر است.
شما نمیتوانید شجاعت خود را در ذهنتان ببینید. شما آدم شجاعی هستید و خودتان هم میگویید: من شجاعم و از هیچ چیز ترس ندارم! رفقایتان هم میگویند: شما شجاعاید و از چیزی ترس ندارید! امّا شجاعتتان مثل آن هواپیما صورت ندارد که قابل دیدن باشد. شجاع هستید و شجاعت دارید، امّا دیده نمیشود. فلان آقا سخاوت دارد، امّا دیده نمیشود؛ سخاوت دیده نمیشود. فلان کس بخل دارد، دیده نمیشود؛ کَرَم دارد، دیده نمیشود؛ عقیدهاش به پیغمبر اکرم خوب است، «عقیدهاش خوب است» یعنی چه؟ مثلاً صورت این چه شکلی است؟ این در صورتِ معنای ذهنی، به چه شکلی آمده است؟ «خوب بودن عقیده» قابل دیدن نیست. ولایتش به ائمّه خوب است، ربطش با امام زمان خوب است؛ امّا این ربط چه صورتی و چه شکلی دارد؟ صورت ندارند، چون اینها برای عالم صورت نیست.

