در حال بارگذاری... ...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

قرب پروردگار به انسان در عین بعد

14203
جلسات
نسخه عربی

قرب پروردگار به انسان در عین بعد

3
  • و الإنعام؛ «تمام این نعمت‌ها را خدا داده و همۀ اینها از روی احسان است.»

  • إنعام به معنای نعمت دادن و احسان است. احسان یعنی به کسی کمک کردن، بدون اینکه او استحقاقی داشته باشد.

  • الَّذی بَعُدَ فَلا یُریٰ و قَرُبَ فَشَهِدَ النَّجویٰ، تبارک و تعالیٰ؛

  • «حمد اختصاص به این خدا دارد،‌ آن کسی است که دور است و بنابراین دیده نمی‌شود، و نزدیک است به‌طوری‌که حرف آهستۀ انسان را هم می‌شنود و اصلاً شاهد بر قضیه است؛ پس ”تَبارَک“، چقدر این خدای بلند مرتبه و مبارکی است، و ”تعالیٰ“ چقدر رفیع‌الدّرجات و ذوالقدر است.»

  • چطور خدا دور است و دیده نمی‌شود و در عین حال نزدیک است به‌طوری‌که از حرف آهستۀ انسان هم خبر پیدا می‌کند؟ می‌شود چیزی این‌قدر دور باشد که دیده نشود، ولی این‌قدر به انسان نزدیک باشد که از حرف مخفی‌ای هم که انسان با رفیقش می‌زند خبر پیدا کند؟ نه اینکه خبر پیدا کند، اصلاً خودش حاضر باشد! «فَشَهِدَ»؛ به معنای «سَمِعَ» نیست که بشنود، شَهِدَ‌ یعنی حضور دارد و می‌بیند. ‌چنین چیزی ممکن است؟ اگر دور است و دیده نمی‌شود چطور نزدیک است؟ اگر نزدیک است و در محضر انسان است و حاضر بر نجوای انسان است، پس چطور دور است؟

  • قُرب پروردگار به انسان در عین بُعد

  • حالا یک مثال می‌زنیم و بعد می‌آییم سر مطلب. مثلاً تخمِ چشم خود انسان؛ اگر شما توانستید خودش را ببینید، نمی‌بینید، با اینکه از همه چیز هم به انسان نزدیک‌تر است. این تخم چشم انسان که با او می‌بیند، خیلی به انسان نزدیک است یا نیست؟ خیلی به انسان نزدیک است، ولی دیده هم نمی‌شود، آدم که نمی‌تواند تخم چشم خودش را ببیند.

  • از این بگذریم، این شعاعی که از چشم بیرون می‌آید و به‌وسیلۀ‌ این چشم، موجودات خارجیّه را می‌بینیم ـ باید شعاعی بیاید تا ببینیم ـ ما این شعاع را نمی‌بینیم، امّا موجودات خارجی را به‌وسیلۀ این شعاع می‌بینیم؛ یعنی ما آن موج و شعاعی را که از چشم بیرون می‌آید و خارج می‌شود و ما را به محسوسات خارجی متّصل می‌کند، نمی‌توانیم ببینیم. اگر بخواهیم شعاع را ببینیم دیگر خارج را نمی‌بینیم؛ یعنی این شعاع قابل دیدن نیست در عین اینکه تمام موجودات با این شعاع دیده می‌شوند. پس این شعاع آن‌قدر نزدیکِ نزدیک به انسان است که متّصل به چشم و دیدۀ انسان است! نه اینکه دیده می‌شود، اصلاً متّصل به دیده و چشم انسان است و این‌قدر نزدیک است که حقیقت إبصار و بینایی انسان به آن مربوط است؛ و از طرفی این‌قدر دور است که انسان نمی‌تواند آن را ببیند! حالا شما بیا ببین؛ اگر توانستید این شعاع را ببینید!