پنج ركن مهم در سیروسلوک الی اللَه
7لزوم انس با عیالات و اختلاط با ایشان
انس با عیالات و نشستن و اختلاط کردن با آنها لازم است و جزء گفتار زیاد نیست، مگر اینکه کنترل زبان از دست برود؛ مثلاً شما میخواهید با اهل بیتتان بنشینید و صحبت کنید، اینجا دیگر زبان را کنترل نکنید، اینجا هرچه میخواهید با هم بیان کنید؛ البتّه آن هم حدّی دارد. با بچّهتان میخواهید انس بگیرید، میخواهید بروید از بقّال یک چیزی بخرید، خب باید زبان باز کنید؛ امّا اگر آن بقّال خواست شما را معطّل کند، مثلاً: «آقا! امروز هوا سرد است، امروز هوا گرم است، باران نیامده، چرا خانۀ شما چراغ ندارد؟» سکوت میکند و میرود.
انسان رفته در مسجد نشسته، یک نفر میآید پهلوی انسان، «سلام علیکم»؛ «علیکم السّلام»، همین. دیگر چرا انسان با او اختلاط کند، آخر اینها افرادی هستند که دارای نفس ملکوتی نیستند، اینها مال همین عالم طبیعتند، و در تمام ذهنشان افکار دنیایی است؛ تا پیش انسان مینشینند، شروع میکنند از یکجا صحبت کردن که «آقا! امروز جنس گران است، آقا! چرا اینطور شد؟ آقا! آن چرا اینطور شد؟» چون ذهن خودشان مشوب و آلوده و مضطرب است، آن اضطراب و تشویش را از راه زبان به فکر مستمع القاء میکنند؛ همان تشویشی که او پیدا میکند، انسان هم پیدا میکند. سلامٌ علیکم، علیکم السّلام؛ حال شما چطور است؟ الحمد للّه، همین؛ دیگر تجاوز نکند؛ و بالأخصّ افرادی که خدای ناکرده، قلبشان قسیّ و نفسشان سنگین باشد، خیلی سالک را خسته و اذیّت میکند. انسان وقتی میبیند که با یکی به اندازۀ پنج دقیقه صحبت میکند، مثل یک کوهی بر سرِ انسان است؛ ولی بعضی نه، نفسشان پاک است، لطیف است، خوب است، انسان یک ساعت هم با آنها صحبت کند خستگی نمیآورد.
پس اجمالاً و به طور کلّی، صمت یعنی سکوت، در مرحلۀ فعلی این است که انسان در هنگام قرائت قرآن و زیارت و دعا و نماز و امر به معروف و نهی از منکر و انس با عیالات و در کادر عمل جراحی، آن مقداری که نیاز دارد بگوید، زیادتر صحبت نکند.

