پنج ركن مهم در سیروسلوک الی اللَه
6أمیرالمؤمنین علیه السّلام: «قلب عاقل جلوی زبانش و قلب جاهل پشت زبانش است»
أمیرالمؤمنین علیه السّلام جملۀ عجیبی دارند، میفرماید که: «قلب عاقل جلوی زبانش است، ولی قلب جاهل پشت زبانش است.»1 یعنی عاقل وقتی بخواهد صحبت کند، اوّل ادراک میکند، میفهمد، بعد میگوید. بالطّبع اشتباه هم نمیکند، صددرصد درست است؛ چون فکر کرده و بر طبق همان فکرش بیان کرده است. امّا جاهل اوّل میگوید، بعد فکر میکند که آیا درست بود یا غلط بود؟!
سالک باید صددرصد کنترل زبانش دست خودش باشد، هر حرفی که میخواهد بزند، ببیند این حرف اصلاً صحیح است یا نه؟ چه فایدهای بر آن مترتّب است؟ این کنترل اعم است از اینکه گفتار باشد یا مسموعات؛ چیزهایی را که انسان میشنود آن هم برای قلب تمریج میآورد. انسان نباید همه چیز را بشنود، آن چیزهایی را باید بشنود که برایش فایده دارد.
أمیرالمؤمنین علیه السّلام در وصف متّقین در خطبۀ همّام در نهجالبلاغه دارند:
«و وَقَفوا أَسماعَهُم عَلی العِلمِ النّافِعِ لَهُم.»2 یعنی «مردمان متّقی آن کسانی هستند که گوشهای خود را قرار میدهند برای آن علمی که برای آنها نفع دارد.» علوم در دنیا زیاد است، اخبار زیاد است، باید ببیند کدام آنها به درد انسان میخورد، پس به دنبال آن برود.
بنابراین مجالس، محافل، جمعیّتها، سخنرانیها، تماشاها همه برای انسان حکم مسموعات را دارد. انسان باید فکر خودش را بکند که از اینها کدام را برای خودم انتخاب کنم، ولو آنکه آنها هم مطالب حقّ بوده و باطل نباشد، ولی به چه درد ما میخورد؟!
بنده که الآن اینجا نشستهام، بیایم تا صبح زحمت بکشم و از روی رصد و زیج و ... مشخّص کنم که فاصلۀ اورانوس تا نپتون مثلاً چقدر است؟ این برای من انصافاً چه فایدهای دارد؟! ولو اینکه حقّ هم هست، این هم درست هست، یک شب عمرم در اثر چیزی که هیچ به درد من نمیخورد، رفته است. نکیر و منکر در موقع موت نمیآیند بگویند: آقا! چرا شما نمیدانید فاصلۀ اورانوس تا نپتون چقدر بود؟ میگویند: مَن رَبُّک؟ خدای تو کیست؟ او را چقدر شناختی؟ پس انسان نباید زیادی گفتار در زبان داشته باشد، و نباید به مطالبی که به درد او نمیخورد گوش دهد. آنچه را که برای مصلحتش هست بگوید، آنچه را که برای مصلحتش است گوش کند.
- نهج البلاغة (عبده)، ج ٢، ص ٩٤: «و إنّ لسان المؤمن من وراء قلبه، و إنّ قلب المنافق من وراءِ لسانه؛ لأنّ المؤمنَ إذا أراد أن یتکلّم بکلام تدبّره فی نفسه، فإن کان خیرًا أبداه، و إن کان شرًا واراه؛ و إنّ المنافق یتکلّم بما أتی علی لسانه، لایدری ماذا له و ماذا علیه.»
- نهج البلاغة (عبده)، ج ٢، ص ١٦٠.

