پنج ركن مهم در سیروسلوک الی اللَه
5اگر پیغمبر دارای نفس نبود، خُب مقامات نداشت. این شیطانی هم که پروردگار علیّ أعلی او را ایجاد کرده، یک نمونه و ظهوری در همۀ نفوس قرار داده، برای پیغمبر هم بود، ولی پیغمبر این شیطان را سرکوب و تسلیم امر خودش کرد. پیغمبر نفس دارد و از نفس حُسن استفاده میکند، نه سوء استفاده. و امّا اگر انسان عنان شیطان را رها کرد و خودش را به دست شیطان سپرد، خودش تسلیم شیطان شد، اینجا کار خراب است.
آرامش نفس؛ شرط تجلیات الهی
بنابراین راهِ سیر و سلوک برای آرامش نفس است که تجلیّات خدا فقط در سایۀ آرامش نفس است، ﴿أَلَا بِذِكۡرِ ٱللَهِ تَطۡمَئِنُّ ٱلۡقُلُوبُ﴾.1 «فقط با یاد خدا دل آرام میگیرد.» همۀ موجودات کون و مکان انسان را به خودشان دعوت میکنند، و هر موجودی انسان را در تمریج و تشویش و اضطراب و خاطرههای نگرانکننده و مضطربکننده و ناراحتکننده میاندازد، و بعضی اوقات خواطر انسان را وادار نموده و به سمت خود میکِشند. فقط با ذکر خدا قلب آرام میگیرد و تمام اینها به خاک نسیان سپرده میشود. نه خاطرهای، نه فکری، نه خیالی، هیچِ هیچ؛ چون قلب به ذکر خدا آرام گرفته وآن آلودگیهای نفس هم پایین ریخته و متحجّر شده، و این به واسطۀ سکوت است. لذا یکی از دستورات سکوت است.
حالا چقدر انسان سکوت بکند؟ این فرق میکند؛ در منازل و مراحل مختلف فرق میکند. در اوّل برای سالک میگویند: از زوائد باید سکوت اختیار کند؛ نه اینکه تنها از غیبت و دروغ و از این حرفها. از حرفهای عادی هم که انسان میزند ولی نه فایدۀ دنیوی دارد نه اخروی، باید دوری کند، انسان باید یک قفلی به دهانش بزند و حرف زیادی نزند.
فرض کنید: انسان میرود در فلان مجلس، یک ساعت صحبت میکند و خودش را سرگرم میکند، بعد بلند میشود و میگوید: من چه گفتم؟! این حرفها چه بود و چه نتیجهای داشت؟! نتیجۀ دنیوی داشت؟! اخروی داشت؟! روح مرا بالا برد؟! به من صفا داد؟! برای صلاح من بود؟! نه! گعده، شب نشینی، روز نشینی و اختلاط کردن و وقت گذرانی! میگویند ما خستهایم مثلاً برویم در آنجا وقت گذرانی کنیم؛ این صحبتها قلب را سیاه و تاریک میکند، قساوت میآورد. لازم نیست که حتماً یک جملات محَرّمی باشد، انسان باید از بعضی چیزهای مباح که لاطائل و بدون فایده است، خودداری کند، و کلید هم باید دست خود انسان باشد. انسان بایستی اوّل فکر کند که چه میخواهد بگوید، بعد بگوید؛ نه اینکه اوّل بگوید، بعد فکر کند که آیا این حرفی که زدم درست بود، یا درست نبود؟!
- سوره الرّعد (١٣) ذیل آیه ٢٨.

