ادراك حقیقت معناى رحمت
7لذا ما نمیتوانیم، یعنی آن مقام رحمانیت پروردگار [را] ما نمیتوانیم ادراک کنیم مگر به همین اندازه سعه [وجودی خودمان.] ما مقام جلال حق [را] نمیتوانیم ادراک بکنیم مگر به اندازه سعه وجودی خودمان. پروردگار متعال نسبت به کفار نسبت به مشرکین و اینها عداوت دارد، دشمنی دارد، ما خیال میکنیم عداوت خدا مثل عداوت ما است. طرف برداشته پولمان را برده ما میرویم میزنیم آبرویش رامیبریم چکارش میکنیم فلان میکنیم آن آمده عِرض و آبروی ما را برده ما هم بلند میکنیم عرض و آبرویش را میبریم، اشکالات و خفیّاتش را میآییم به رخش میکشیم فلان میکنیم این دارای این مسائل است. او آمده سیلی به شما زده ما هم میآییم در عوض یک سیلی به گوشش میزنیم. ما چکار میکنیم؟ قیاس از خود میگیریم. اما در مورد پروردگار آیا قضیه همین طور است؟ آیا خدا دشمنی دارد واقعاً؟ آیا خدا با شمر و یزید دشمنی دارد؟ خدا با شیطان دشمنی دارد؟ خدا با کفار و اینها دشمن است؟ اینها از کجا آمدهاند؟ غیر از اینکه وجود خود پروردگار هستند؟ دشمنی در اینها چه صورتی دارد و چه کیفیتی دارد؟ قضیه در آنجا به چه نحو است؟
این آیاتی که در قرآن نسبت به کفار آمده ولاتحسبن الذین کفروا ... ولاتحسبن الله مخلف الوعده ...ولاتحسبن الکفار، اینها خیال نکنند...، خیال نکنند ما غافلیم، ما فراموششان کردیم، خیال نکنند...، اینها چیست قضیه؟ این معنا را ما نمیتوانیم ادراککنیم مگر اینکه در آن مرتبه ربوبیت، از آن کیفیت ارتباط بین پروردگار و بین آنها، ما هم مطلع بشویم. پس به صفات حضرت حق امکان ندارد انسان راهیابی کند الا اینکه خداوند متعال از همان نحوه و صفت و نعتی که در وجود او هست از همان نحوه به انسان عنایت کند.
خب حالا صحبت در این است غیر از خدا کی میتواند این نحوه را به انسان بدهد؟ انسان از کجا پیدا کند؟ از کجا انسان پیدا کند؟ صحبت در این است که خداوند متعال دارای یک صفات منحصر به ذات خودش است به واسطه آن مقام تجرد تام و اطلاقی که دارد صفات او مناسب با آن تجرد تام و اطلاقی و لا حدّی است خب همه اشیاء و همه موجودات در عالم تعین و تقیّد گرفتار هستند اگر انسان بخواهد به آن کیفیت صفت و نعت پروردگار برسد از کجا میتواند تحصیل کند؟ خود خدا باید بدهد. اعطاء پرودرگار این صفت را در انسان عبارت است از معرفت انسان به این صفت پروردگار در این حدّ. وقتی که ما دارای جنبه رحمت و رحیمیت و عطوفت میشویم در آنجا باید ادراک کنیم که خداوند متعال در آن لحظه این وصف را به ما عنایت کرده این صفت را عنایت کرده والا قسی القلب میشویم. وقتی که ما دارای صفت قهاریت و غضب میشویم باید در آن لحظه بدانیم که ظهور این صفت درعالم امکان به واسطه حضرت حق در وجود ما تجلی پیدا کرده. وقتی که دارای صفت بخشش میشویم و به فقیر داریم کمک میکنیم در آنجا باید بدانیم که حضرت حق آمده عنایت کرده و این صفت را در وجود ما قرار داده تا به فقیر کمک کنیم و الا صد سال [هم] اگر میگذشت دست ما در جیبمان نمیرفت، نمیرفت.

