ادراك حقیقت معناى رحمت
6یک دهان خواهم به پهنای فلک *** تا بگویم شرح آن گشته ملک من چه گویم یک رگم هوشیار نیست *** شرح آن یاری که آن را یار نیست تا میرسد به اینجاکه میگوید کار پاکان را قیاس از خود مگیر گرچه باشد در نوشتن شیر شیر صفاتی که اولیا دارند خیلی مفصل است، الان فراموش کردم ..... که ..... نمیدانم این نیش شد و این شد عسل کذا ... نمیدانم از گیاه خوردن یکی و از آهوی ختن برآمد و ... تا میفرماید که:
کار پاکان را قیاس از خود مگیر *** گرچه باشد در نوشتن شیر شیر. پاکان به طور کلی دیدشان در مسائل تفاوت کرده، نکاحشان تفاوت میکند، معاملۀشان تفاوت میکند تجارتشان تفاوت میکند نشست و برخواست شان تفاوت میکند آب و غذایی که میخورند تفاوت پیدا میکند ما میبینیم که فرض کنید که فلان شخص از ولیّ خدا عیال گرفته اما میگوییم که فرض کنید که آن آمده برای چه این کار را کرده؟ اصلا این مقام مقام شهوت نیست این مقام یک مقام دیگری است این مقام ارزشهای مصلحت کلیه است غیر از چیز ما است که هر کسی را دیدیم دنبالش راه بیافتیم و....، این اصلا ربطی به این مسائل و مطالب ندارد یا مثلا فلان کس برای خودش فلان جایی را خریده، فلان، چه وضعیتی را در نظر گرفته و ما اگر بخواهیم فلان کاری را بکنیم، فلان معامله را انجام داده فلان کار را کرده، اینها همه مسائلی است که به طور کلی در دو افق مختلف باید مورد بررسی قرار بگیرد و ما نمیتوانیم با یک دید نسبت به مطالب نگاه بکنیم.
بعد جناب مولانا میفرماید که اینجا است که خلقی گمراه می شوند و میآیند قیاس میکنند و میگویند چرا این این طور است و ما این طور هستیم؟ اگر این راه صحیح است چرا این، این کار را انجام میدهد؟ اگر راهش درست است چرا فلان کار...؟ در حالیکه نمیدانند این در یک مسائل دیگر الان دارد سیر میکند که به طور کلی از حیطه ادراک آدم این چنینی به دور است.

