ادراك حقیقت معناى رحمت
5حالا این انسان معنای رحمانیت پروردگار را چگونه ارزیابی میکند؟ این رحمانیت پروردگار باید در وجود انسان باشد تا انسان بفهمد، تا چقدر؟ تا همان مقداری که این حقیقت در وجود انسان هست، تا آن مقدار انسان میفهمد که خداوند متعال ارحم الراحمین است. در روایات هم داریم، خداوند از پدر و مادر هم به شما رحمانیت او بیشتر است رحمتش بیشتر است. خدا دوستمان دارد دیگر، بیشتر از این کسی نمیفهمد اما حقیقت رحمانیت و رحیمیت حضرت حق و منشأ این رحمانیت چیست؟ این را هم ما ادراک کردیم؟ خب مادر که نسبت به فرزندش رحمت و عطوفت دارد چون از او به وجود آمده، پدر همین طور. در مورد پروردگار که از او به وجود نیامدیم ما، همان طور که از پدر و مادریم، این چه رحمتی در اینجا هست و چه عطوفتی در اینجا هست؟ این عطوفت را اگر بخواهد شخصی بفهمد مصداق و ما ارسلناک الا رحمه للعالمین است اگر کسی بخواهد این رحمت پروردگار را ادراک بکند این میشود رسول خدا.
برای رسول خدا همان جهت رحمتی است که برای حضرت حق هست یعنی همان کیفیت رحمت حضرت حق نسبت به بندگان این رحمت در رسول خدا هست چرا؟ چون دید رسول خدا نسبت به این صفت حسنه حضرت حق با دید ما تفاوت دارد. یک مادری وقتی نسبت به فرزندش رحمت دارد اگر یک فرزندی بیاید و با او دعوا کند میآید او را میزند، شاید فرزند خودش گناهکار است ولی میآید او را میزند، چرا؟ چون بچۀ خودش را دوست دارد ولی برای رسول خدا این طور نیست برای رسول خدا دیگر فرزند و غیرفرزند فرق نمیکند چون برای حضرت حق فرق نمیکند. عجیب است اینجا، اینجا دیگر مولانا کولاک میکند! خدا رحمتش کند مولانا را، جدا اگر کتب این بزرگان نبود ما از خیلی از معارف محروم بودیم. دیگر اگر بخواهیم بگوییم خیلی طول میکشد، آن اشعار خیلی عجیبی که دارد درباره صفت اولیاء خدا که آنها اصلا به طور کلی مقام بقایشان با مقام کثرتشان در هنگام سیر تفاوت دارد، خوشی که اینها دارند با خوشی قبل تفاوت دارد، استحسان اینها با استحسان قبل تفاوت دارد، بله؟ خیلی اشعار عجیبی است! وقتی راجع به شمس تبریزی صحبت میکند که چطور...!

