وحدت اراده و مشیّت پروردگار متعال نسبت به همه عالم وجود
2أعوذُ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
و صلَّی اللهُ عَلَی سیدنا و نبینا أبیالقاسم مُحَمّدٍ
و علی آله الطّیبین الطّاهرین و اللعنة عَلَی أعدائِهِم أجمَعینَ
بك عرفتك و انت دللتنی علیك و دعوتنی الیك و لو لا انت لم أدر ما أنت.
دیشب عرض شد كه بر حسب معرفت هر شخص، تكلیف برای او مترتب میشود نه بیشتر و نه كمتر. و او هم مكلف است كه بر مقدار تكلیفیكه بر او تكلیف شده عمل كند نه بیشتر و نه كمتر. و پا فراتر گذاردن یا كوتاه كردن از حیطه علم و معرفت، هر دو مؤاخذه دارد. و معرفت به هر چیزی در حیطه سعه وجودی انسان است. لازمه عرفان معرفت است لازمه عرفان به یك شخص هم تراز بودن در محدوده معرفت است بین شخص عارف و بین شخص معروف. حالا عارف در هر مرتبهای باشد خب باشد. اگر ما در قبال یك شخص بزرگی قرار بگیریم به هر مقدار كه نسبت به آن شخص بزرگ معرفت داریم در همان رتبه با او اتحاد داریم.
كلامیاست بسیار كلام حكیمانه و متقن كه میفرماید لایعرف شیء شیئا الا بما هو فیه منه، هیچ چیزی عارف به شیء دیگر نمیشود مگر به یك سرمایهای كه آن سرمایه باید در دو طرف وجود داشته باشد به یك خمیرمایهای كه باید به واسطه آن خمیرمایه آن عارف به آن معروف عرفان پیدا كند. آن مقدار سعه وجودی كه باید در عارف باشد تا بتواند به همان مقدار سعه وجودی در معروف، عرفان پیدا كند. هیچ چیزی عارف به شیء دیگر نخواهد شد مگر به واسطهیك امریكه آن امر هم باید در معروف باشد هم باید در عارف باشد. و الّا نمیشود. اگر ما بخواهیم به صفت رحمانیت حق پی ببریم باید رحمت در وجود ما وجود داشته باشد و الا به این صفت حق ما ابدالآباد نمیرسیم اطلاع پیدا نمیكنیم. اگر ما بخواهیم به خلاقیت پروردگار پی ببریم باید این مفهوم و معنای خلاقیت در وجود ما تعین حضوری داشته باشد و الا ما نمیتوانیم به آن خلاقیت برسیم.

